نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۹۰ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته

خواجه بوبکر مؤدب گفت که روزی شیخ با خطیب کوفی سخنی می‌گفت آهسته، پس روی سوی من کرد و گفت می‌شنودی که چه می‌گفتیم؟ گفتم نه. شیخ گفت می‌گفتیم: العجزُ عجزان التوانی فی الامر اِذا امکن والجد فی طلبه اذافات و در آن ساعت کی شیخ این سخن می‌گفت قوّال این مصراع می‌خواند: ولاتسقنی سراً اذا امکن الجهر.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

خواجه بوبکر مؤدب می‌گوید روزی شیخ با خطیب کوفی صحبت می‌کرد و به سمت او برگشت و از او پرسید که آیا آنچه می‌گفتند را می‌شنیده یا نه. شیخ توضیح داد که در مورد دو نوع عجز صحبت می‌کردند: عجز ناشی از تنبلی وقتی که امکان عمل وجود دارد و جدیت در جستجو وقتی که موقعیتی پیش می‌آید. در همان زمان، قوال نیز شعری می‌خواند.