بخش ۵ محمد بن منور
محمد بن منور / ابیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
امام اسمعیل ساوی گفت من رقعۀ نوشتم به شیخ و بنوشتم کی کسی ترا غیبت کرده است او را بحل کن، شیخ گفت بخط مبارک نوشت:
تقشع غیم الجهد عن قمر الحب
واشرق نورالصبح فی ظلمة الغیب
وجاء نسیم الاعتذار مخففا
فصادفه حسن القبول من القلب
*
رایِ وزیران ترا بکار نیاید هرچصوابست بخت خود فرماید
*
آنجا که ببایی پدید نیئی گویی آنجا که نبایی از زمین بررویی
*
آنرا که ز فرقت تو یکدم نبود شادیش زمین و آسمان کم نبود
*
*
*
*
بخش 22
جایی که تو باشی اثر غم نبود
آنجا که نباشی دل خرم نبود
بخش 23
در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش
مرد نابینا ببیند باز یابد راه را
طاقت پنجاه روزم نیست تا بینم ترا
دلبرا شاها ازین پنجاه بفکن آه را
پنج و پنجاهم نباید هم کنون خواهم ترا
اعجمیام میندانم من بن و بنگاه را
بخش 24
هرکسی محراب کردست آفتاب وسنگ و چوب
من کنون محراب کردم آن نگارین روی را
بخش 25
خوش آید او را چون من بناخوشی باشم
مرا که خُوشیِ او بود ناخوشی شاید
مرا چو گریان بیند بخندد از شادی
مرا چو کاسته بیند کرشمه بفزاید
بخش 26
ای ساقی پیش آر ز سرمایۀ شادی
زان می که همی تابد چون تاج قبادی
زان باده که با بوی گل و گونۀ لعلست
قفل دَرِ گُرمست و کلید درِشادی
بخش 27
عاشق کنی و مراد عاشق جویی
اینت خوشی و ظریفی و نیکویی
بخش 28
کار همه راست شد چنانک بباید
حالت شادیست شاد باشی شاید
انده و اندیشه را دراز چه داری
دولت تو خود همان کند که بباید
چرخ نیارد بدیل تو ز خلایق
و آنکه ترا زاد نیز چون تو نزاید
ایزد هرگز دری نبندد بر تو
تا صد دیگر به بهتری نگشاید
بخش 29
ازیک سو شیر و از دگر سو شمشیر
مسکین دل من میان شیر و شمشیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امام اسمعیل ساوی نامهای به شیخ نوشت و از او خواست تا کسی را که غیبت کرده است، ببخشد. شیخ در پاسخ به او شعری نوشت که به توصیف حالتی خاص از عشق و شادی میپردازد. او میگوید که در زندگی همواره باید بر روی خوشیها تمرکز کرد و از غم و اندیشههای منفی دوری جست. این شعر به تضاد شیر و شمشیر اشاره دارد و به وضعیت روحی انسان که در میان دو حالت قرار دارد میپردازد. شادی واقعی درونی است و به بخت و اقبال فرد وابسته است. شاعر بیان میکند که خداوند هرگز درها را بر روی انسان نمیبندد و امید به آینده همواره زنده است. همچنین، شاعر از لذتهای عشق و شادیها سخن میگوید و میخواهد از دلشکستگیها رها شود. او به نیازی عمیق به معشوق اشاره میکند و میگوید که جایی که محبوب باشد، غم و اندوه وجود ندارد. این شعر پر از تصویرسازیهای زیبا و احساسات عاطفی است که نشاندهندهی عمق عشق و تمایل به شادمانی است.