نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ محمد بن منور

محمد بن منور / ابیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

شیخ این دو بیت بخط خویش نوشته بود:

لان کانت الایام فرقن بیننا

فانا بقرب القلب مجتمعان

تصورت فی قلبی لفرط صبابتی

فشخصک لی نصب بکل مکان

*

چندانکه ستاره است برین چرخ کبود از ما ببر دوست سلامست ودرود

بیت

دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام

بیت

بیت

بیت

بخش 13

یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند

دگر که عاشق گویند عاشقان را عام

بخش 14

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن خام

بخش 15

تنگ دلی نی و دل تنگ نی

تنگ دلانرا بر ما رنگ نی

بخش 16

بر رسته دگر باشد و بر بسته دگر

.......................................................

بخش 17

چندانکه بکوی سلمه یارست و ربود

چندانکه درخت میوه دارست و مرود

بخش 18

ای دوست ترا به جملگی گشتم من

حفا که درین سخن نه زرقست و نه فن

کر تو ز وجود خود برون جستی پاک

شاید صنما بجای تو هستم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ در این اشعار به جدایی و دوری از معشوق می‌پردازد و ابراز می‌کند که رغم فاصله زمانی و مکانی، حس نزدیکی و عشق به او در دلش وجود دارد. او می‌گوید که حتی اگر ظاهراً از هم دور باشند، اما در قلبشان همیشه در کنار هم هستند. شاعر همچنین به موضوع عشق و علاقه به معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که در محافل و در میان مردم، عاشقانش را به درستی نمی‌شناسند و نمی‌توانند عمق عشقش را درک کنند. او احساس می‌کند که نامی که بر او نهاده‌اند، شایسته‌اش نیست و شکایت دارد که چگونه همه عاشقان را به یک چشم می‌بینند. در مجموع، اشعار پر از احساسات عمیق عاشقانه و ابراز درد فراق است.