نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ محمد بن منور

محمد بن منور / منقولات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

شیخ گفت هر دل کی درو دوستی دنیا بودآن دل پراکنده بود.

حسن بصری عزیز تابعین بوده است روزی یکی وی را پرسید کی: کیف انت و کیف حالک؟ حسن گفت یا اخی سی سالست تا ما در نفس خویش را دربسته‌ایم و منتظر فرمان نشسته.

آنگه شیخ گفت پراکندگی دل از دوستی دنیا بود و تادوستی دنیایی بود هرگز دل جمع نگردد که رسول گفت صلی اللّه علیه و سلم: حب الدنیا رأس کل خطیئة.سر لشکر همۀ خطاها در خانۀ دل نشسته، آنگه چیزی دیگر را راه دهد تا به خانۀ دل درآید؟ شیخ گفت بوالقسم بشر یاسین بسیار گفتی این بیت:

مهمان تو خواهم آمدن جانانا

متواریک وز حاسدان پنهانا

خالی کن خانه وز پسِ مهمان‌آ

باما کس را بخانه در منشانا

آنگه شیخ گفت تمام سخنی است آنکه رسول صلی اللّه علیه گفت طوبی لعبد جعل اللّه همومه هماً واحداً ومن تشعبت به الهموم لایبالی اللّه فی ای واد اهلکه.

آنگه گفت: کل ما شغلک عن اللّه فهو مشؤوم علیک هرچ دنیای تست آفت و پراکندگی تست و در هرچ پراکندگی تست و اَماندگی تست ازین معنی در دنیا و آخرت.

آنگه شیخ گفت پیر بوالقسم بشر یاسین از بزرگان میهنه بود، بسیار گفتی این بیت را:

بخش 2

کی گشت زنده بدوهرکه گشت مرده بدو

ازو حیات نیابی کی از جزو نَبُری

مقام صفوت خواهی و پایت آلوده

خسیس همت ترسم کی اندرو نخوری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ بیان می‌کند که هر دلی که دوستدار دنیا باشد، پراکنده و سرگردان است. حسن بصری، یکی از تابعین، از سال‌ها قبل در انتظار فرمان الهی نشسته و خود را کنترل کرده است. شیخ می‌گوید که محبت به دنیا باعث پراکندگی دل شده و هیچگاه دل جمع نمی‌شود. او از رسول خدا یاد می‌کند که فرمود: "محبت دنیا رأس همه خطاهاست". همچنین به شعری اشاره می‌کند که به مهمانی که قرار است بیاید، دعوت می‌کند و از صاحب خانه می‌خواهد که آن را خالی کند. شیخ بر این باور است که هر چیزی که انسان را از خدا دور کند، مایه شقاوت اوست. او به داستان بوالقسم بشر یاسین اشاره کرده و بیان می‌کند که برای رسیدن به مقام والای انسانی، باید از تعلقات دنیوی جدا شد. در نهایت، شیخ تأکید می‌کند که برای دستیابی به حیات واقعی، باید از جزئیات دنیوی فاصله گرفت و به صفوت و پاکی نائل آمد.