نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ محمد بن منور

محمد بن منور / منقولات

شیخ را سؤال کردند کی یا شیخ هر چند تدبیر می‌کنیم درین معنی نمی‌رسیم شیخ گفت التدبیر تدمیر تدبیرکار بی‌خبران بود و هیچ راه زن عظیم‌تر از تدبیر نیست، ایشان گفته‌‌اند:اطلبوا اللّه بترککم التدبیر فان التدبیر فی هذا الطریق تزویر.

آنگه گفت ابله‌ترین کسی بود که در دوست با دشمن تدبیر کند، این تدبیر از قلت معروف بود. پیری بوده است که این دعا بسیار گفته است اللّهم اشکو الیک من قلّة معرفتی بک.

آنگه گفت: سعیدة الصوفیة از ناسکات این طریق بوده است و شیخ بو عبدالرحمن او را در طبقات ناسکات آورده است، جمعی ازین طایفه به تبرّک به سلام بدر حجرۀ وی شدند و گفتند دعایی بگوی ما را، آن موفقه گفته است: قطع اللّه عنکم کل قاطع یقطعکم عنه.

آنگه شیخ گفت: المتکلف محجوب به تدبیره مقطوع بدعواه فی جمیع اموره.

شیخ در آخر عهد گفت ما بوالفضل حسن را به خواب دیدم و گفتیم ما از دوستان دست واداشتیم گفت نیکو دوستانا کی داشتی آنگه کی داشتی و نیکوتراکنون کی دست بازداشتی.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ به پرسشگران پاسخ داد که تدبیر در امور، نتیجه‌ای نخواهد داشت و در واقع تدبیر برای کسانی است که از حقیقت بی خبرند. او اشاره کرد که هیچ چیز مخرب‌تر از تدبیر در مسیر روحانی نیست. همچنین، او به حکمت ابلهانه تدبیر در دوستی و دشمنی اشاره کرد و دعای پیرمردی را ذکر کرد که از خداوند به خاطر کمبود معرفتش شکایت می‌کرد. شیخ نیز به حضور سعیده صوفیه اشاره کرد که از عبادت‌کنندگان این مسیر بود و دعایی برای جمعی از مریدانش کرد. در ادامه، او گفت که متکلفان به خاطر تدبیرشان از حقیقت غافلند و در آخر به یاد یکی از دوستانش به نام بوالفضل حسن افتاد که در خواب گفتند دیگر از دوستان فاصله گرفته‌اند و از او پرسیدند که چه زمانی دوستان خوبی داشته است. این بیان نشان‌دهنده اهمیت ارتباط معنوی و دوری از وابستگی‌های دنیوی است.