نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ محمد بن منور

محمد بن منور / منقولات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

شیخ گفت: من کان حیوته بنفسه فحیوته الی ذهاب روحه و من کان حیوته بالاخلاص و الصدق فهو حی بقلبه ینقل من دار الی دار. پس گفت: الاخلاص الذی لایکتبه الملکان ولایطلع علیه انسان.

شیخ گفت هرکس کی بنفس زنده است به مرگ بمیرد و هرکه باخلاص و صدق زنده است هرگز نمیرد، از سرایی به سرایی نقل کند. پس شیخ گفت:

یا عزَّ اُقْسِمُ بِالَّذِی اَنَا عَبدُه

وَلَهُ الحجیجُ وَما حَوَت عَرفات

لا ابتَغِی بَدَلاً سِواکِ خَلیلةً

فَثِقی بِقَولی وَالکِرامُ ثقات

وَلَو اَنَّ فَوقی تربةً وَدَعَوْتنی

لَاَجَبْتُ صوتِکَِ وَالعِظامُ رُفات

وَاِذا ذَکَرتُکِ یا خَلُوب تَقَطَّعَتْ

کبدی عَلَیْکِ وَزادَتِ الحَسَرات

پس شیخ را وقت خوش گشت و این بیت بگفت:

پس شیخ گفت معشوقۀ موحدان آن سر پاکست و این سر باقی بود آن سر بنظر حقّ قایمست و حقّ راست و از نصیب خلق پاکست و درین قالب عاریتی است هر کرا آن سر هست حَیّ است و هر کرانیست او حیوانست.

شیخ گفت روزی بر سر منبر: الامن عاش باللّه لایموت ابدا.

بخش 2

گر مرده بوم برآمده سالی بیست

چند پندرای که گورم از عشق تهیست

گر دست بخاک برنهی کاینجا کیست

آواز آید که حال معشوقم چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ بیان می‌کند که هرکسی که حیاتش به خودش وابسته باشد، به مرگ ختم می‌شود. اما کسی که زندگی‌اش به اخلاص و صدق وابسته است، هرگز نمی‌میرد و از یک دنیا به دنیای دیگر منتقل می‌شود. او به اخلاص واقعی اشاره می‌کند که نه توسط فرشتگان نوشته می‌شود و نه انسان‌ها از آن آگاه می‌شوند. سپس شعری از عشق و فراق می‌خواند و تأکید می‌کند که دوست واقعی و معشوق موحدان، حقیقتی پاک و جاودانه است. او بر این باور است که موجوداتی که به آن سر پاک متصلند، زنده‌اند و باقی باید از آن سر حیات بگیرند. در نهایت، شیخ بر این اصل تأکید می‌کند که زندگانی واقعی در عشق به خداوند است و چنین کسی هرگز نمی‌میرد.