نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ محمد بن منور

محمد بن منور / منقولات

شیخ گفت: روزی مریدی را کی بمُراد مرساد کی هرکه مراد در کنار نهادند بدرش بیرون کردند و هرک در وایست و ناوایست خود ماند دست از وی بشوی که بلای خود و خلق گشت. پس گفت هر کسی را وایستی است و وایست ما آنست که مارا وایستی نبود،.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ گفت روزی یکی از مریدانش به مرادش رسید. وقتی مرادش را در کنار نهادند، او را بیرون کردند. هر کس که به همین حالت ایستاد، دچار مشکل شد. شیخ ادامه داد که هر کسی برای خود ایستایی دارد، ولی ایستایی ما این است که برای ما ایستایی وجود ندارد.