شمارهٔ ۳ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل اول - در وصیتهای وی در وقت وفات وی
جدم شیخ الاسلام خواجه بوسعید شیخ گفت کی شیخ ما قدس اللّه روحه العزیز درآخر عهد مدت یکسال هر روز کی مجلس گفتی در میان مجلس بگفتی ای مسلمانان قحط خدای میآید، و در آخر مجلس کی مجلس وداع میگفت، و بعد از آن نیز مجلس نگفت، روی به جمع کرد و گفت اگر شما را فردا سؤال کنند کی شما کیاید چه خواهید گفت شما؟ گفتند تا شیخ چه فرماید. شیخ گفت مگویید ما مؤمنانیم، مگویید ما صوفیانیم، مگویید ما مسلمانانیم، کی هرچ گویید حجت آن از شما بخواهند و شما عاجز شوید. گویید ما کهترانیم، مهتران ما در پیشاند، ما را نزدیک مهتران ما برید کی جواب کهتر بر مهتر باشد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیخ بوسعید شیخ در آخرین روزهای عمر خود به پیروانش میگفت که در زمان قحط و گرفتاریها، اگر از آنها سوال شود که چه کسانی هستند، نباید بگویند ما مؤمنان یا صوفیان یا مسلمانانیم. بلکه باید بگویند ما کهترانیم و مهتران ما در پیش ما هستند. این سخن تأکید بر humility و تواضع در برابر علمای بالا و نیاز به هدایت از سوی آنها دارد. شیخ تأکید میکند که در شرایط بحرانی، شناخت مقام و موقعیت خود و انتساب به مرادهای بزرگ، در پاسخگویی و نجات از سختیها مهمتر است.