نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل اول - در وصیتهای وی در وقت وفات وی

یک روز خواجه بومنصور ورقانی کی وزیر سلطان طغرل بود به خدمت شیخ ما آمد وگفت ای شیخ مرا وصیتی فرمای. شیخ گفت: «اول مقامات العباد مراعات قدراللّه و آخر مقامات النبوة مراعاة حقّ المؤمنین» کار تو امروز اداء حقّوق خلقست پیوسته چشم برین خبر می‌دار که فردا دستگیر تو باشد کی رسول صلی اللّه علیه گفت: لایدخل الجنة احدکم حتی یرحم العامة کما یرحم احدکم الخاصة. این خلق جمله ابناء دولت تواند بجمله به نظر فرزندی نگر. بحطام دنیا و زحمت خلق فریفته مشو کی خلق بندۀ حاجات خویش‌اند اگر بحاجات ایشان وفا نمایی قبولت کنند اگرچه بسیار عیب داری و اگر حاجات ایشان نگزاری بتو التفات نکنند اگرچه بسیار هنر داری.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

یک روز خواجه بومنصور ورقانی، وزیر سلطان طغرل، به خدمت شیخ ما آمد و از او خواست تا وصیتی به او کند. شیخ در پاسخ گفت که اول به مقامات عبادی و سپس به حقوق مردم توجه کند. او به خواجه توصیه کرد که همواره به یاد داشته باشد که فردا ممکن است دستگیر شود و در این دنیا باید به حقوق خلق توجه داشته باشد. شیخ به او گفت که مردم همچون فرزندان او هستند و نباید فریب دنیا و دغدغه‌های آن را بخورد. او تأکید کرد که اگر به نیازهای مردم رسیدگی کند، حتی با وجود عیوبش مورد قبول واقع می‌شود، در حالی که اگر به نیازهای آنها توجه نکند، حتی با وجود استعدادهایش، نادیده گرفته می‌شود.