حکایت شمارهٔ ۱۳ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکیم محمد الابیوردی گفت به نزدیک ما مردی عظیم زاهد، او گفت من یکسال پیوسته عبادت میکردم و از خداوند سبحانه و تعالی بتضرع و زاری درمیخواستم تا مرا دلالت کند برخیری کی بدان خیر بدرجۀ شیخ بوسعید رسم. چون یک سال تمام برین اندیشه عبادت و مجاهدت کردم، شبی خفته بودم، به خواب دیدم که هاتفی مرا گویدی که شیخ بوسعید به حدیثی از احادیث مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه کار کرد تا بدان درجه رسید کی دیدی و شنیدی. از خواب درآمدم و به تضرع و زاری از خداوند تعالی درخواستم تا آن حدیث صل من قطعتک واعط من حرمک واعف عمن ظلمک. بیدار شدم و بدانستم کی مرتبۀ شیخ ابوسعید طلب کردن کار من و امثال من نیست کی مرا دو سال عبادت و ریاضت و مجاهدت باید کرد تا با من بگویند که او به کدام حدیث از احادیث مصطفی صلوات اللّه علیه و سلم کار کرده است، آن کار کی او کرده باشد من نتوانم کرد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
حکیم محمد الابیوردی داستان شخصی زاهد را نقل میکند که یک سال به عبادت و درخواست از خداوند مشغول بوده تا او را راجع به مقام شیخ بوسعید راهنمایی کند. او در خواب شنید که برای رسیدن به آن مقام، شیخ بوسعید به حدیثی از پیامبر (ص) عمل کرده است. پس از بیداری، او متوجه شد که برای دستیابی به آن مقام والا به تلاش و عبادت بیشتری نیاز دارد و فهمید که کار شیخ برای او ممکن نیست و باید دو سال دیگر عبادت و ریاضت کند.