نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ - فی رثاء المظلوم سید الشهداء سلام الله علیه غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای به میدان وفا از دل و جان کرده نثار

سر و تن در ره یار

کرده هفتاد و دو تن یکتنه قربان نگار

همگی شیر شکار

سر به نی شمع دل انجمن ناله و آه

شاهد بزم اله

نقطۀ مرکز یک دائره، سرمه رخسار

محو نور الانوار

تن پر از غنچۀ بشکفته ز پیکان خدنک

گلشنی رنگارنگ

لاله زاری سر هر غنچه دو صد مرغ هزار

زار چون ابر بهار

نو نهالان همه روئیده به پیرامن او

سبزۀ دامن او

لیک از سوز درون فی الشجر الاخضر نار

تا فلک رفته شرار

همه چون نخلۀ طور از عطش افروخته دل

خشک لب سوخته دل

همه از باد خزان ریخته در فصل بهار

مانده بی گل گلزار

همه شاداب ز خوناب ولی سینه کباب

تشنه از قحطی آب

یک گلستان همه بی آب و دو دریا بکنار

بهرۀ هر خس و خار

یک طرف سرو سهی سای ابوالفضل قلم

از کف افتاده علم

سرو آزادا قدش گشته تهیدست ز بار

دستش افتاده ز کار

تا از آن هیکل توحید جدا گشت دو دست

کمر شاه شکست

رفت و بگسیخت ز هم سلسلۀ یار و تبار

شد حرم بی سالار

یک طرف یوسف حسن ازل و گرگ اجل

گشته همدست و بغل

رنگ خون بر رخ ماهش چه بر آئینه غبار

شد جهان تیره و تار

طرۀ اکبر ناکام بخون رنگین است

دل شه خونین است

نه عجب گر ز غمش خون شده تا روز شمار

نافۀ مشک تتار

یک طرف قاسم ناشاد که در حجلۀ گور

بسته آئین سرور

نو عروسان چمن غمزده و زار و نزار

داغ آن لاله عذار

بدن نازک او تا شده پامال ستور

شد بپا شور نشور

دست و پا تا که بخون سر و تن کرده نگار

چشم گردون خونبار

یکطرف اصغر شیرین دهن از ناوک تیر

آب نوشیده و شیر

غنچه با تنگدلی خنده زد از ناوک خار

بر رخ بلبل زار

طوطی باغ بهشت از ستم زاغ و زغن

رخت بست از گلشن

شکر شُکر فشاند از دهن شکّر بار

بهر قربانی یار

یکطرف پرد گیان شور و نوا سر کرده

همگی بی پرده

بانوان دو سرا شهرۀ هر شهر و دیار

دستگیر اغیار

لاله رویان همه را داغ مصیبت بر دل

همه را پا در گل

بیکس و بی سر و سالار بجر یک بیمار

دست و پا سلسله دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف درد و اندوه ناشی از فراق و شهادت در میدان وفا می‌پردازد. شاعر از عشق و فداکاری یاران و داغ دلشان سخن می‌گوید. او به تصویر کشیدن حال و روزی می‌پردازد که بدن‌ها در راه عشق قربانی شده و شمع‌هایی در دل‌ها فروزان است. در میان این مصیبت‌ها، تصاویری از طبیعت، مانند گل‌ها و درختان، به نمایش گذاشته می‌شود که حالتی خشک و بی‌روح دارند و از تشنگی و قحطی رنج می‌برند. شعر توصیفاتی از رنج‌ها، شهادت‌ها و دلتنگی‌های عاشقان را با تصاویری از خلوت و غم در میان معشوق و یارانش بیان می‌کند. در نهایت، فانتزی مرگ و مصیبت‌هایی که برای هر یک از شخصیت‌های بزرگ تاریخ اسلام اتفاق افتاده، جلوه‌گر است.