نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

دل ناتوان لیلی ز غم تو می‌گدازد

چکند اگر نسوزد چکند اگر نسازد

تو سوار روی نی مادر دل کبابت از پی

نه عجب اگر که در پای نی تو سر ببازد

تو اگرچه سر بلندی نظری بزیر پا کن

که نظر بزیردستان به بزرگ می برازد

تو همای دولتی سایه فکن بر این ضعیفان

که بزیر سایه ات سرو بلند سر فرازد

تو سوار یکه تازی به پیادگان مدارا

که پیاده را نشاید ز پی سواره تازد

من اگر ز غم بمیرم ز سرت نظر نگیرم

که بچون تو نازنینی دل عالمی ببازد

چه شود اگر نوازش کنی از نیازمندان

چه نی تو بند بندم ز غم تو می‌نوازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اندوه و آرزوی وصل معشوق است. لیلی، به عنوان نماد عشق، دل سوزان را به تصویر می‌کشد که از غم دوری معشوق می‌سوزد. شاعر از محبوب می‌خواهد تا بر ضعیفان سایه‌افکنده و به آنان لطف کند. او همچنین به تفاضل قدرت و ضعف اشاره دارد و می‌گوید که اگر محبوب به پایین نگاه کند، می‌تواند به درد دل دیگران پی ببرد. در نهایت، اشاره می‌شود که اگر شاعر از غم بمیرد، نمی‌خواهد که محبوب از او چشم‌پوشی کند و انتظار دارد که توجهی به نیازمندان داشته باشد. این شعر تلفیق احساسات عاشقانه و غم گسست دل است.