شمارهٔ ۱۳۱ - در تاریخ وفات نجف قلی خان فرماید محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آن که بر مزار غریبان کنی گذار
آهسته پای نه که بود چشم و روی و سر
آهسته پای نه که به هر جا کنی گذار
بر پیکر لطیف عزیزی بود گذر
این خفته زیر خاک که خوارش نمود مرگ
بودی در این جهان عزیزتر
والاگهر سلیل علی خان نجف قلی
خان خجسته خوی، امیر نکوسیر
هجرت نمود عهد صغر را زسیستان
آمد به سوی خطه ی ری با مهین پدر
با عز و جاه زیست چهل سال و برد عمر
در کف نیک نامی و آزادگی بسر
سال هزار و سیصد و سه جانب جنان
گردید روز عاشر ذی حجه ره سپر
در ری وداع دار فنا گفت و مدفنش
شد خاک پای قم که بود در شرف ثمر
در درگهی که عالمیان را بود مطاف
مانند کعبه هست در آفاق مشتهر
تاریخ سال رحلت وی جستم از «محیط»
به نمود چون به سوی ریاض جنان سفر
گفتات نجف قلی خان طوبی مقر بود
تاریخ سال رحلت او هست در شمر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی شخصیتی به نام والاحضرت علی خان نجف قلی است که در دوران زندگیش در جایگاه بالایی قرار داشت. شاعر از او به عنوان فردی عزیز و محترم یاد میکند که پس از زندگی چهل سالهای در خوشی و آبرو، در سن سال 1303 هجری قمری درگذشت. او به وصال حضرت حق و عالم جاودان سفر کرد و در خاک قم به خاک سپرده شد. شاعر نیز با نگاهی با احترام و تاسف به این شخصیت و مرحوم یادآوری میکند که او اکنون در آرامش خوابیده و دیگران باید با احترام به مقام بلند او توجه کنند.