شمارهٔ ۷۲ - موشّح به نام نامی حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چشمان تو امروز نموده است خرابم
آن گونه که مدهوش به فردای حسابم
هجران و وصال تو بود خلد و جحیمم
اندیشه خود جرم و خیال تو صوابم
با عدل تو حسن عمل نیست امیدم
با بخشش و فضلت نبود بیم عذابم
باز آی که دور از رخ و زل تو شب و روز
ماهی و سمندر شده در آتش و آبم
بر هرچه شوم ناظر و با هرکه مخاطب
کوی تو بود منظر و سوی تو خطابم
تا دل به خم زلف گره گیر تو بستم
بگسست زکف رشته ی آسایش و تابم
در خواب اگر جان جهان را نتوان دید
آمد رخ خوب تو چرا، دوش به خوابم
مستم زمی عشق علی، ساقی کوثر
زنهار مپندار که مدهوش شرابم
چون آب بقا یافته ام از کرم خضر
کی راه زدن، غول تواند به سرابم
بر معصیتم گر بکشد خواجه خط محو
شاید که شده منقبتش ثبت کتابم
با مدح «محیط» از کرم شاه ولایت
آسوده چو امروز، به فردای حسابم
بر باد روی ای تن خاکی که غبارت
گردیده پی دیدن جانانه حجابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوالات شاعری است که deeply به معشوق خود فکر میکند و تحت تأثیر عشق و هجران قرار دارد. شاعر از کشفیات درون و عواطف پیچیده خود سخن میگوید، به طوری که عشق به معشوق را هم به عنوان بهشت و هم به عنوان جهنم تجربه میکند. او به قدرت و بخشش معشوق اشاره میکند و از آن طلب میکند که برگردد، زیرا دوری از او زندگیاش را دردناک کرده است. شاعر همچنین به تأثیر عشق در زندگی و ناتوانی از فراموش کردن معشوق و گسستگی آرامش درونیاش اشاره میکند. نهایتاً، با تمثیلهای مختلف نشان میدهد که عشقش به معشوق فراتر از متعارف است و تلاش میکند تا جلال و شکوه او را در کلمات خود ثبت کند.