نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ - این چند بیت بجهت تزویجی گفته که بحسب استعداد میان ایشان نبوده محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

درین دامگاه عجیب و غریب

که هر صید را بود دامی نصیب

همایون به چنگ همایان فتاد

وزان دولت و رفعتش شد زیاد

ولی آن گروه مدارا مدار

که با نقدیک گنجشان بود کار

علاجی نکردند تلبیس را

به ابلیس دادند بلقیس را

درین خانه نه رواق دو در

که دیده ز یک مادر و یک پدر

دو خواهر یکی همسرش سروری

رفیع آستانی بلند افسری

یکی در سرش سایهٔ ناکسی

که سگ را ازو عار آید بسی

دو داماد در سلک یک خاندان

یکی کامران و یکی خر چران

ازین هر که زاید بود جد وی

جهان داوری مثل دارا و کی

وزان هرچه زاید بود نقد قلب

زاب تا به صد پشت کلب ابن کلب

از آن قیمتی گوهر پاک حیف

وزان در که افتاده در خاک حیف

به باد ای فلک برده آن خاک را

جدا کن ز هم پاک و ناپاک را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف دنیایی عجیب و پیچیده می‌پردازد که در آن هر موجودی دچار دام‌ها و تله‌هایی می‌شود. شخصیت همایون، به موفقیت و مقام بلندتری دست پیدا می‌کند، اما در کنار آن، موجوداتی هستند که با ثروت و گنج خود به‌جای تدبیر، به فریبی دچار می‌شوند. شاعر به معضلات خانوادگی و روابط میان افراد اشاره می‌کند و از تناقضات انسانی در بین افراد خانواده سخن می‌گوید. در نهایت، او خواستار جداسازی خوب و بد و شفاف شدن حقایق در این دنیا است.