محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۸ - این مرثیه را جهت افصح البغاء سید حسین روضه خوان گفته — امسال نیست سوز محرم بسان پار
- شمارهٔ ۵ - وله فی مرثیه امام حسین بن علی علیه التحیة والثناء — این زمین پربلا را نام دشت کربلاست
- شمارهٔ ۷ - ترکیب بند در مدح امام ثامن ضامن علی بن موسیالرضا علیه التحیة والثناء — میکشد شوقم عنان باد این کشش در ازدیاد
- شمارهٔ ۴ - ترکیب بند در رثاء — ای فلک کز جور و بیدادست و کین بنیاد تو
- شمارهٔ ۲ - دوازده بند در مرثیهٔ شاهنشاه مغفور شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه — ناگهان برخاست ظلمانی غباری از جهان
- شمارهٔ ۳ - من نتایج افکاره فی مرثیهاخیهالصاحب الاجل الاکرام خواجه عبدالغنی — ستیزه گر فلکا از جفا و جور تو داد
- شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است — باز این چه شورش است که در خلق عالم است
- شمارهٔ ۶ - در منقبت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) — السلام ای عالم اسرار ربالعالمین
- شمارهٔ ۹ - فی مرثیه محمد قلی میرزا غفرالله ذنوبه — باز آفتی به اهل جهان از جهان رسید
- شمارهٔ ۵ — چون پیش یار قید و رهائی برابر است
- شمارهٔ ۷ — در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
- شمارهٔ ۱ — من و دیدن رقیبان هوسناک تو را
- شمارهٔ ۴ — عشقت زهم برآورد یاران مهربان را
- شمارهٔ ۲ — ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا
- شمارهٔ ۳ — من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا
- شمارهٔ ۶ — دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
- شمارهٔ ۱۲ — بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
- شمارهٔ ۱۴ — مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
- شمارهٔ ۱۱ — یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
- شمارهٔ ۹ — نمیگفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
- شمارهٔ ۱۰ — آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
- شمارهٔ ۱۳ — الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
- شمارهٔ ۱۵ — ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
- شمارهٔ ۸ — به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت