نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۳ - آمدن ارجاسپ شاه با لشکر بر سر لهراسپ شاه گوید عثمان مختاری

عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

کنون ازسراینده داستان

یکی داستان بشنو از راستان

کنون بشنو از رزم لهراسپ شاه

ابا ترک پر کینه ارجاسپ شاه

چه ارجاسپ آن ترک پر کین و تلخ

ز توران سپه برد از کین به بلخ

فرستاد از آن روی ارهنگ را

سوی سیستان از پی جنگ را

خود آمد از آن روی در دشت بلخ

جهان کرد بر شاه لهراسپ تلخ

طلایه چه دانست کآمد سپاه

ببردند از آن آگهی پیش شاه

که شاها سپه آمد و کوس پیل

به جوش است صحرا چو دریای نیل

به پیش سپاه است ارجاسپ شاه

سیاهست گیتی ز گرد سپاه

چو بشنید لهراسپ بر بست کوس

بدانگه که برخاست بانگ خروس

چه در دشت بلخ اندر آمد سپاه

شد افروخته آتش رزم خواه

ز خون شد زمین همچو رود کرند

شناور در آن خون چه ماهی سمند

کمند دلیران گلوگیر بود

جهان سبزه از تیر و شمشیر بود

دو جنگ گران کرد لهراسپ شاه

به جنگ سوم شد گریزان سپاه

فکندند ترک و سپرهای رز

بماندند بر جا کمرهای رز

گریزان به بلخ اندرون رفت شاه

گرفتند گردش فراوان سپاه

فرود آمد آن ترک در گرد بلخ

شد از کین به آب اندرون آب تلخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان از رزم لهراسپ شاه و ارجاسپ شاه ترک روایت می‌شود. ارجاسپ، با کینه‌ای عمیق از توران، به سوی سیستان می‌آید تا جنگی به راه بیندازد. در دشت بلخ، لهراسپ متوجه حضور سپاه ارجاسپ می‌شود و به جنگ آماده می‌شود. نبردی سخت و خونین شکل می‌گیرد که زمین از خون جنگجویان همچون رودخانه‌ای پرآب می‌شود. دو جنگ‌جو در میدان جنگ می‌ایستند، اما در جنگ سوم، سپاه ارجاسپ به شدت متوجه شکست می‌شود و ناچار در می‌گریزد. در نهایت، ارجاسپ در دشت بلخ به سختی شکست می‌خورد و محیط آنجا به دلیل کینه و خونریزی تبدیل به جایی تلخ و غم‌انگیز می‌شود.