نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۴ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری

وزین غافل که آخر آه بلبل می‌کند کاری

دلم خون شد ز هجران و نیم نومید از وصلش

که از حد چون رود صبر و تحمل می‌کند کاری

طریق مهر باید حسن را در دلبری ورنه

نه سحر زلف و نه نیرنگ کاکل می‌کند کاری

سلیمان گو به ما ننماید این شوکت که از همت

به چشم مور ما عرض تجمل می‌کند کاری

نه هرجا هست قفلی از کلید سعی بگشاید

که گاهی کوشش و گاهی تعلل می‌کند کاری

نگاهی آرزو دارم ازو مشتاق اگر تیغش

کند در کشتنم یک دم تأمل می‌کند کاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ناز و سرکشی محبوب اشاره می‌کند که غافل از عواقب رفتارهایش است. دل او به خاطر دوری محبوب به شدت رنجیده و از وصال ناامید شده است. شاعر بر این باور است که برای به دست آوردن عشق، باید راه و روش مناسبی در پیش گرفت و تنها زیبایی ظاهر کافی نیست. او همچنین به آرزوی خود برای نگاهی از سوی محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر به او آسیب برساند، لحظه‌ای در تصمیم‌گیری تأمل می‌کند. به طور کلی، این شعر بر عشق، رنج ناشی از دوری و پیچیدگی‌های روابط عاشقانه تأکید دارد.