نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

هرگز نبود ز شومی اختر ما

از باده عیش نشئه‌ای در سر ما

خون جگر و داغ دلست آنچه بود

چون لاله ز صاف و درد در ساغر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات بیانگر غم و درد درونی شاعر هستند. او می‌گوید که هیچ‌گاه ستاره شومی بر سرش نبوده و از نوشیدن باده‌ای لذت نبرده است. آنچه در دلش وجود دارد، فقط خون جگر و داغ دل است، که مانند گل لاله درون باده‌اش نمایان است. در واقع، شاعر به ناامیدی و رنجی که در زندگی‌اش احساس می‌کند، اشاره می‌کند.