رباعیات — دیوان اشعار مشتاق اصفهانی
بخشها
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — سروا سمنا صنوبرا شمشادا
- شمارهٔ ۲ — لطفی بکس ای رشک پری نیست ترا
- شمارهٔ ۴ — هرگز نبود ز شومی اختر ما
- شمارهٔ ۵ — اکنون که بود نشاط دل حاصل ما
- شمارهٔ ۳ — یاران که در آغوش و کنارند مرا
- شمارهٔ ۶ — ای رشته بندگیت در گردن ما
- شمارهٔ ۷ — فریاد ز طبع جرم زاینده ما
- شمارهٔ ۱۴ — دوشم که ز داغ دوریت جان میسوخت
- شمارهٔ ۹ — از جام رقیب تا شدی مست و خراب
- شمارهٔ ۸ — شاها شاها جهان پناها شاها
- شمارهٔ ۱۱ — کارم ز غمت همه خروش است امشب
- شمارهٔ ۱۲ — خاکم چو سپهر کینهجو خواهد ساخت
- شمارهٔ ۱۰ — یابم گرت از یاری کوکب امشب
- شمارهٔ ۱۳ — عشق آمد و کاشانه جان و تن سوخت
- شمارهٔ ۱۹ — آگه نتوانی چو شد از فطرت پست
- شمارهٔ ۲۰ — در ظلمت جهل آمدن چون زالست
- شمارهٔ ۲۲ — زاهد که بپاک دامنیها ثمر است
- شمارهٔ ۲۱ — هرکس که ز لطف تو ستمگر شاد است
- شمارهٔ ۱۶ — آنشوخ که خون مهربان یاران ریخت
- شمارهٔ ۱۵ — در باغ جهان که بس گل آشفت و بریخت
- شمارهٔ ۱۷ — خط تو که غم بجان غمخواران ریخت
- شمارهٔ ۱۸ — در بر معشوق و در قدح می چه خوش است
- شمارهٔ ۲۷ — هرجا صنم لالهعذاری بوده است
- شمارهٔ ۲۹ — هر ذره ز خاک تاجداری بوده است
- شمارهٔ ۳۰ — گل روی بت عشوهفروشی بوده است
- شمارهٔ ۲۳ — ای آنکه ترا همیشه عصیان کار است
- شمارهٔ ۲۴ — درد دل ما که داستان دگر است
- شمارهٔ ۲۸ — این گل کف دست گلعذاری بوده است
- شمارهٔ ۲۵ — ای آنکه ترا خون شهیدان باده است
- شمارهٔ ۲۶ — تا دامن مطلبم به چنگ آمده است
- شمارهٔ ۳۳ — از می که عدو شکار شست من و تست
- شمارهٔ ۳۱ — پیمانه لب پیالهنوشی بوده است
- شمارهٔ ۳۲ — مینای تهی حریف خامی بوده است
- شمارهٔ ۳۵ — ای ساده دلی که گفتن حق فن تست
- شمارهٔ ۳۷ — ای آنکه جفا عادت دیرینه تست
- شمارهٔ ۳۶ — ای گلبن طفل غنچه پرورده تست
- شمارهٔ ۳۴ — طاقت ثمر ما و جفا حاصل تست
- شمارهٔ ۳۸ — مشتاق جفای یار بهر من و تست
- شمارهٔ ۴۱ — آنرا که زر انباشته صد انبان است
- شمارهٔ ۴۵ — هرچند بهر گوشه هزار افسونست
- شمارهٔ ۴۰ — با ناله نای غلغل می چه خوشست
- شمارهٔ ۴۲ — دشمن که برغم بخت وارون منست
- شمارهٔ ۴۴ — پرورده بنفشهای که این موی منست
- شمارهٔ ۴۶ — تا عشق چراغ محفل گردونست
- شمارهٔ ۴۳ — امروز نه خدمت بتان دین منست
- شمارهٔ ۳۹ — باغیست محبت که شجرهاش خوش است
- شمارهٔ ۴۹ — زین باغ که خار او زگل افزونست
- شمارهٔ ۴۷ — ای آنکه سرگشم از غمت گلگونست
- شمارهٔ ۵۲ — این سرکشی ای سرو سهی بالا چیست
- شمارهٔ ۴۸ — دردشت محبت که گلشن محزونست
- شمارهٔ ۵۰ — آن کس که بود به دلبری فرد اینست
- شمارهٔ ۵۱ — آخر ثمر مهر تو کین بود ای دوست
- شمارهٔ ۵۴ — مجنون که ز جان برای جانان بگذشت
- شمارهٔ ۵۳ — آنرا که امید وصل آن رشک پریست
- شمارهٔ ۵۶ — دیشب که مرا بصحبت یار گذشت
- شمارهٔ ۵۸ — از سوز غم جگرفروزی که گذشت
- شمارهٔ ۵۷ — عمرم همه در کشیدن جور گذشت
- شمارهٔ ۵۹ - این رباعی دارای صنعت رد عجز علیالصدر است — مجنون به هوای کوی لیلی در دشت
- شمارهٔ ۶۰ — منصور تنش بدار گردید چو جفت
- شمارهٔ ۶۱ — ای غبغب دلکش ترا بوی ترنج
- شمارهٔ ۵۵ — زآنچه از ستمت بجان بیتاب گذشت
- شمارهٔ ۶۲ — عالم همه هیچ و کار عالم همه هیچ
- شمارهٔ ۶۷ — هرگز ز کسی یار کسی فرد مباد
- شمارهٔ ۶۸ — وصل تو نصیبم ای دل افروز مباد
- شمارهٔ ۶۹ — مشتاق که نقد دل نهانی بتو داد
- شمارهٔ ۶۳ — ای روی تو در حدیقه جان گل سرخ
- شمارهٔ ۶۴ — ما را که بود چه در بخارا و چه بلخ
- شمارهٔ ۷۰ — غم بیحد و درد بیشمار و من فرد
- شمارهٔ ۶۵ — آنم که بود بدامن صحرا باد
- شمارهٔ ۶۶ — آنم که بدشت و کوه تا گردد باد
- شمارهٔ ۷۳ — گردون ستیزه کار دیدی که چکرد
- شمارهٔ ۷۴ — رفت از برم آن یگانه دیدی که چه کرد
- شمارهٔ ۷۶ — شد صبح که هرکس پی کاری گیرد
- شمارهٔ ۷۵ — دانم بنشانه ناوکها نخورد
- شمارهٔ ۷۸ — بر لب نه شکایتم ز فردی برسد
- شمارهٔ ۷۱ — آخر غم او ازین غم آبادم برد
- شمارهٔ ۷۷ — گفتم ز غمت عاشق حیران میرد
- شمارهٔ ۷۲ — دوران سپهر بیگنه کش گذرد
- شمارهٔ ۸۳ — آنرا که نه دانش و نه عرفان باشد
- شمارهٔ ۸۴ — هرکس که بجرگ نکته سنجان باشد
- شمارهٔ ۸۵ — از جور و جفا چو خار میباید شد
- شمارهٔ ۷۹ — اندیشه به کنه حق تعالی نرسد
- شمارهٔ ۸۰ — گو دی رسد و بهارش از پی نرسد
- شمارهٔ ۸۱ — فیضی بمن از چشمه نوشی نرسد
- شمارهٔ ۸۲ — زان ماه که روزم ز غمش شب باشد
- شمارهٔ ۸۶ — آنم که نشاط من بکلفت ماند
- شمارهٔ ۸۸ — نه تاج و نه تخت و نه نگین خواهد ماند
- شمارهٔ ۹۲ — شد صبح کاجابت بدعا وابندند
- شمارهٔ ۹۳ — آنانکه بگفتگو بدانش ثمرند
- شمارهٔ ۸۹ — از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
- شمارهٔ ۹۰ — روزی که بکوی میفروشان بردند
- شمارهٔ ۹۱ — چون موج گروهی که عنان تاب شدند
- شمارهٔ ۸۷ — افغان که نه عمر جاودان خواهد ماند
- شمارهٔ ۹۴ — شاهان جهان که از صدای کوسند
- شمارهٔ ۹۸ — آنم که بود محال در دیر وجود
- شمارهٔ ۹۹ — گفتم ز تو دایمم نه غم خواهد بود
- شمارهٔ ۱۰۲ — مرغان چو دل از سیر چمن شاد کنید
- شمارهٔ ۱۰۱ — هر دم ز بتی بداغ میباید بود
- شمارهٔ ۹۷ — آنان که مرا ز مستمندان دانند
- شمارهٔ ۹۶ — غم نیست که خلق بتپرستم دانند
- شمارهٔ ۹۵ — آنانکه نه از خیل خردمندانند
- شمارهٔ ۱۰۰ — در عشق بلب خموش میباید بود
- شمارهٔ ۱۰۷ — غمگین تور است از طرب غم خوشتر
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای سرو تو از سرو روان موزونتر
- شمارهٔ ۱۱۰ — از قتل من خسته روانی بگذر
- شمارهٔ ۱۰۵ — چندانکه بود نشاط از غم خوشتر
- شمارهٔ ۱۰۳ — یاران چو دل از صحبت هم شاد کنید
- شمارهٔ ۱۰۴ — داغ غمت از افسر ادهم خوشتر
- شمارهٔ ۱۰۸ — درویشیم از خدمت سلطان خوشتر
- شمارهٔ ۱۰۶ — جام صهبا ز ساغر جم خوشتر
- شمارهٔ ۱۱۶ — آن در مسجد که جستهام حق ز نماز
- شمارهٔ ۱۱۱ — بازآ و هجوم لشکر درد نگر
- شمارهٔ ۱۱۸ — زین پیش مرا بود ز بخت فیروز
- شمارهٔ ۱۱۷ — آن یافته کام دل ز عشق جانسوز
- شمارهٔ ۱۱۳ — چونتخته نرد است فلک نیک نگر
- شمارهٔ ۱۱۲ — جز فتنه نمیکند جهان طور نگر
- شمارهٔ ۱۱۵ — ایدلبر بینظیر من دستم گیر
- شمارهٔ ۱۱۴ — هر بت که برافروخت رخ از جام غرور
- شمارهٔ ۱۲۲ — دل برده ز من تازه نهالی که مپرس
- شمارهٔ ۱۲۰ — ای جان و دل مرا انیس و مونس
- شمارهٔ ۱۲۱ — دور از تو مرا رنج و گلابی که مپرس
- شمارهٔ ۱۲۴ — ای مرحمتت هادی راه همه کس
- شمارهٔ ۱۲۳ — ای واقف از آرامش و گشت همه کس
- شمارهٔ ۱۲۵ — گویم نه بهرحال که هستی خوش باش
- شمارهٔ ۱۲۶ — از عشق فتد بخرمن صبر آتش
- شمارهٔ ۱۱۹ — گیرم که کنم من از مناهی پرهیز
- شمارهٔ ۱۲۷ — از سیلی غم چند کنی چهره بنفش
- شمارهٔ ۱۲۸ — جز خون جگر ز شومی اختر خویش
- شمارهٔ ۱۲۹ — خوش آنکه کنم خاطر غمدیده خویش
- شمارهٔ ۱۳۰ — صبح است ز باده میپرستان در رقص
- شمارهٔ ۱۳۱ — ای کرده به خویش یک روش دایم فرض
- شمارهٔ ۱۳۲ — ای رهرو نادان که روانی چون شط
- شمارهٔ ۱۳۴ — ای مانده بمحفل تو پا در گل شمع
- شمارهٔ ۱۳۳ — مخور نگشته از می ناب چه حظ
- شمارهٔ ۱۴۱ — تنها نه زمین ز صید گاهت گلرنگ
- شمارهٔ ۱۴۲ — تا چند رقیب در برش گیری تنگ
- شمارهٔ ۱۳۵ — بر خصم ظفر همیشه در روز مصاف
- شمارهٔ ۱۴۰ — ای کاوردت ز نطفهای ایزد پاک
- شمارهٔ ۱۳۶ — پیوسته دلم کباب میخواهد عشق
- شمارهٔ ۱۳۸ — کو بر زبردست تو دستی ای عشق
- شمارهٔ ۱۳۹ — بس رشته جانها که گسستی ای عشق
- شمارهٔ ۱۳۷ — امروز نکرده است اندیشه عشق
- شمارهٔ ۱۴۶ — هستیست گلی کزوست ما را دلتنگ
- شمارهٔ ۱۴۸ — ای موی تو در برون دلها همه چنگ
- شمارهٔ ۱۴۹ — از حرف وصال تو بمن گردد حال
- شمارهٔ ۱۴۷ — با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ
- شمارهٔ ۱۵۰ — رندی به بغل صراحی و در کف جام
- شمارهٔ ۱۴۳ — از نام تو کعبه را چه سان نبود ننگ
- شمارهٔ ۱۴۴ — در راه بتان که صلحشان باشد جنگ
- شمارهٔ ۱۴۵ — در کوی غمت که فتنه بارد صد رنگ
- شمارهٔ ۱۵۱ — زاهد که بخون خوردن خلقست مدام
- شمارهٔ ۱۵۲ — من عهد و وفات سست میدانستم
- شمارهٔ ۱۵۴ — دیریست جدا ز عالم لاهوتم
- شمارهٔ ۱۵۵ — یک چند منت دوست گمان میکردم
- شمارهٔ ۱۵۳ — پیمان تو کی درست میدانستم
- شمارهٔ ۱۵۶ — کی دور ز آستانهات میگردم
- شمارهٔ ۱۵۸ — از غم دل بیصبر و سکونی دارم
- شمارهٔ ۱۵۷ — عمریست که مهر دلفروزی دارم
- شمارهٔ ۱۶۰ — هر ناله که از غمت بلب میآرم
- شمارهٔ ۱۶۳ — نه ساکن باغ و نه مقیم چمنم
- شمارهٔ ۱۶۲ — از ناله مرغ بیپروبال دلم
- شمارهٔ ۱۶۴ — من شیوه آن بهانه جو میدانم
- شمارهٔ ۱۶۱ — پیوسته ذلیل آشنا و خویشم
- شمارهٔ ۱۵۹ — پیوسته تن خاکنشینی دارم
- شمارهٔ ۱۶۶ — کو مرغ باین بیپروبالی که منم
- شمارهٔ ۱۶۵ — ناگاه طلسم جسم را میشکنم
- شمارهٔ ۱۷۴ — تن مایل درد و روح مایلتر از آن
- شمارهٔ ۱۶۷ — زاهد توئی و فضائل کسب علوم
- شمارهٔ ۱۷۰ — اکنون نه ز نخل عشق برخورداریم
- شمارهٔ ۱۶۹ — پیدا چو گهر ز قطره آب شدیم
- شمارهٔ ۱۶۸ — با فقر ز دنیا نه عبث ساختهایم
- شمارهٔ ۱۷۱ — هر شب ز غم تو سیمتن میگریم
- شمارهٔ ۱۷۳ — در وحدت آن جان جهان هست سخن
- شمارهٔ ۱۷۲ — از جور سپهر واژگون میگریم
- شمارهٔ ۱۷۶ — یکروز بوصل کامرانی کردن
- شمارهٔ ۱۷۹ — روشن کند اشک لالهگون دل من
- شمارهٔ ۱۸۰ — باشد ز سرشگ لالهگون دل من
- شمارهٔ ۱۸۱ — رفتی تو و اشک لالهگون دل من
- شمارهٔ ۱۸۲ — گو همره اشک لالهگون دل من
- شمارهٔ ۱۷۷ — نه دم ز بلندی و نه از پستی زن
- شمارهٔ ۱۷۸ — از عشق بتی شور چو قلزم میکن
- شمارهٔ ۱۷۵ — درد تو بود نهفته در جان کردن
- شمارهٔ ۱۸۳ — طفلی که چو اشک لالهگون دل من
- شمارهٔ ۱۸۴ — از نعت نبی است در جنان مسکن من
- شمارهٔ ۱۸۷ — از کوشش غیر ای تو از حوری به
- شمارهٔ ۱۸۸ — ای کوی تو از خلد و تو از حوری به
- شمارهٔ ۱۸۵ — ایگل که ترا هست عذار گلگون
- شمارهٔ ۱۸۶ — بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون
- شمارهٔ ۱۹۰ — شوخی که رهم در طلبش گمگشته
- شمارهٔ ۱۸۹ — ای نور تو شمع بزم مردم گشته
- شمارهٔ ۱۹۲ — ای قلزم سرگرم تلاطم گشته
- شمارهٔ ۱۹۷ — ای با همه آشنا ز ما بیگانه
- شمارهٔ ۱۹۳ — ای ز آب و هوای دیر مردم گشته
- شمارهٔ ۱۹۴ — ای گشته جماد و باز مردم گشته
- شمارهٔ ۱۹۸ — هرگز ز توام غیر دلآزاری نه
- شمارهٔ ۱۹۱ — در وادی عشقت دل من گم گشته
- شمارهٔ ۱۹۶ — گر جا بحرم ور به کلیسا کرده
- شمارهٔ ۱۹۵ — سرگشته پدید زاهد گم گشته
- شمارهٔ ۲۰۰ — ای عشق بیا از همه فن به فن تو
- شمارهٔ ۲۰۲ — روزی مشتاق بر دماغ من و تو
- شمارهٔ ۲۰۱ — گشت شب مهتاب و می روشن و تو
- شمارهٔ ۲۰۳ — چون دل نهد از بیم هلاک من و تو
- شمارهٔ ۲۰۴ — ای شمع که سوز جسم کاه من و تو
- شمارهٔ ۲۰۵ — ای برده بحسن از مه و خورشید گرو
- شمارهٔ ۲۰۶ — چشمم که سرشک لالهگون آید ازو
- شمارهٔ ۱۹۹ — ایخسته دلم همیشه رنجور از تو
- شمارهٔ ۲۱۳ — تا چون گلم آسایش دامن بودی
- شمارهٔ ۲۱۴ — فاش از کفم ار کشیده دامن بودی
- شمارهٔ ۲۰۷ — گر لاف ز عشق میزنی دردت کو
- شمارهٔ ۲۰۸ — زاهد که ز عشق لافد آوازش کو
- شمارهٔ ۲۱۱ — ای آنکه ز سر خویشتن در تفتی
- شمارهٔ ۲۰۹ — هرگز غم یار را باغیار مگو
- شمارهٔ ۲۱۰ — تا عشق مرا فاش نمیدانستی
- شمارهٔ ۲۱۲ — گردون همه زهر در ایاغم کردی
- شمارهٔ ۲۲۰ — آنی تو که حال ناتوانان دانی
- شمارهٔ ۲۲۱ — ای آتش کینت ز من افروختنی
- شمارهٔ ۲۲۲ — ای عشق که غیر فتنه برپا نکنی
- شمارهٔ ۲۱۹ — با یار رقیب می پرستی تا کی
- شمارهٔ ۲۱۶ — در وادی عشق دوش نالان جرسی
- شمارهٔ ۲۱۷ — صبح است و شراب لعلفام ای ساقی
- شمارهٔ ۲۱۵ — دیشب دل من چو خسته از رنجوری
- شمارهٔ ۲۱۸ — از جام وصال غیر و مستی تا کی