نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - تاریخ وفات شیخ زین‌الدین مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چراغ انجمن علم و فضل زین‌الدین

که قدوه علما بود و زبده فضلا

فقید صاف ضمیزی که همچو آئینه بود

دلش ز صیقل انوار شرع عین صفا

زبسکه شوق لقای جناب باری داشت

نمود پیرهن تن بسان غنچه قبا

چو ذره‌ای که کند جای دربر خورشید

چو قطره که زند غوطه در دل دریا

غرض که طایر روحش گشود بال و پرید

ز الفت تن خاکی که بود جان‌فرسا

بوصل حضرت باری رسید حالش رست

بباغ خلد ازین خاکدان تنگ فضا

بگفت از پی تاریخ رحلتش مشتاق

به سوی بزم جنان رفت قدوه علما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف شخصیت زین الدین، عالم و فضیلتی برجسته می‌پردازد که همچون چراغی در علم و فضل درخشان بود. او به خاطر صفای دل و اشتیاقش به ملاقات با خداوند، به زیبایی توصیف شده است. روح او سرانجام از دنیای خاکی به عالم بالا پرواز می‌کند و به بهشت می‌پیوندد. شاعر با حسرت از فقدان او یاد می‌کند و به ارادت به او اشاره دارد.