نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ - در فتح هندوستان مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نادر دوران شه گیتی‌ستان کاورده است

در کمند حکمش ایزد گردنِ گردن‌کشان

شهسواری کز سبک‌سیری شبی را طی کند

تابد از مغرب چو خورشید از سوی مشرق عنان

تاجداری کافسر زرین او چون آفتاب

از درخشانی بود آیینه‌پرداز جهان

معدلت‌کیشی که در ایام عدل او سزد

بهر حفظ گله کوشش گرگ را بیش از شبان

نصرت‌اندیشی که تا افتد به فکر رزم خصم

بشکفد گل‌های فتحش گلسِتان در گلسِتان

شوکت‌اندیشی که تا افتد به فکر رزم خصم

سنجیش صد حیف ار کاهی کشد کوه گران

عاقبت‌بینی که چشم باطنش از نور عقل

دیده در آیینهٔ آغاز انجام جهان

آتش صد فتنه را یک دم کُشد شمشیر او

هست گویی آب تیغش آتشِ آتش‌نشان

چون درافتد چرخ با مور سر کویش که نیست

پشّه را تاب نَبَرد از ضعف با پیل دمان

شصت صافش دارد آن قوت کزو تا جَسته است

راست تیرش بگذرد از چنبرِ نُه آسمان

هر شرارش برق صد خرمن بود روز مصاف

اژدر تیغش چو گردد از دهن آتش‌فشان

گشت از تیغ جهانگیرش چو فتح قندهار

کرد از آنجا رو به هند آن خسرو گیتی‌ستان

شد چو در هندوستان داخل ز ایران در رسید

ناله زان کشور ز بیم تیغ او بر آسمان

زد رقم مشتاق تاریخش که شاهنشه در او

گشت چون داخل برآمد ناله از هندوستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن توصیفاتیست از نادر شاه، شاهی که در گیتی ستانی نقش مهمی ایفا کرده است. او به عنوان یک فرمانروای شجاع و با تدبیر توصیف می‌شود که همواره در فکر عدالت و حمایت از مردم و گله‌هاست. نادر شاه با قدرتی بی‌نظیر و شمشیری خیره‌کننده، بر دشمنان خود پیروز می‌شود و در جنگ‌ها همچون آفتابی درخشان عمل می‌کند. پس از پیروزی‌هایش در قندهار، به هند می‌رود و با ورودش، مردم آن سرزمین را تحت تأثیر ترس و نگرانی قرار می‌دهد. در کل، این متن به عظمت و شجاعت نادر شاه و تاثیراتش بر سرزمین‌های تحت سلطه‌اش پرداخته است.