نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ - تاریخ فوت میرمحمدحسین مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آه که آخر کسوف کرده ز جور فلک

مهر جهانتاب علم میرمحمدحسین

کرده غروب و نموده روز جهان را سیاه

کوکب فضلش که داشت شعشعه نیرین

رفت زو فتاد از صفا محفل دانشوری

کانجمن علم و فضل داشت ازو زیب و زین

رایت علمش که داشت لشکر دین را بپای

گشت نگون و فکند غلغله در مشرقین

خون ز وفاتش گشای از رگ مژگان که هست

گریه به هر دیده‌ای از غم او فرض عین

چون شد ازین خاکدان سوی جنان و فکند

در صف جن و بشر رحلت او شور و شین

خامه مشتاق گفت از پی تاریخ سال

شد بسرا جنان میرمحمدحسین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه ناشی از درگذشت عالم بزرگ میرمحمدحسین است. شاعر به توصیف تاثیر فقدان او بر جهان و جامعه علمی می‌پردازد و اذعان می‌کند که مرگ او همچون کسوفی، نور علم و فضیلت را خاموش کرده است. او به تأثیر عمیق این فقدان بر دل‌ها و اندیشه‌ها اشاره دارد و بیان می‌کند که غم این فقدان بر همه حاکم شده است. شاعر در انتها از روح فارغ‌بال میرمحمدحسین یاد می‌کند که به دنیای بهتری رفته و یادش همواره در خاطره‌ها خواهد ماند.