نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ - تاریخ طالار سعادت‌آباد شاه طهماسب صفوی مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شکر کز لطف الهی کرد تسخیر جهان

همچو مهر از تیغ عالم‌گیر شاه دین‌پناه

شمع بزم‌افروز دولت ماه اوج سلطنت

آفتاب برج حشمت سایهٔ لطف اله

وارث ملک سلیمان صاحب تخت کیان

ثانی صاحب قرآن شاه جهان طهماسب شاه

نافذالامری که گردون از ازل دارد به گوش

حلقه بهر بندگیش از گوشوار مهر و ماه

شوکت‌آیینی که گر با پلهٔ تمکین او

کوه را سنجی سبک‌تر آید از یک برگ کاه

معدلت‌کیشی که در ایام عدل او سزد

کار شبنم زآتش سوزان اگر بیند گیاه

ساخت عالی‌منظری کز ارتفاعش دور نیست

گر فتد گاه تماشای از سر گردون کلاه

بر فراز بام او هرکس که آید بنگرد

چون مه کنعان ز پستی مهر را در قعر چاه

بر فراز بامش ار خواهد رساند خویش را

توسن اندیشه از رفتار ماند نیمه راه

گرچه در گامی ز سرعت این سمند تیزرو

از دو عالم بگذرد زآن سان که از عینک نگاه

این بلند ایوان کیوان‌پایه چون اتمام یافت

زاهتمام شاه گردون‌شوکت و انجُم‌سپاه

کلک مشتاق از پی تاریخش این مصرع نوشت

دیدهٔ بد دور زاین ایوان گردون دستگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به ستایش قدرت و لطف خداوند و شاه طهماسب اشاره دارد. شاهی که با حکمرانی عادلانه‌اش، مانند مادیان تندرو از همه چیز عبور می‌کند و به دنیای دیگری می‌رسد. او به عنوان وارث ملک سلیمان و صاحب قرآن معرفی می‌شود و با صفات نیکو و دوراندیشی‌اش، جهانی سرشار از عدل و زیبایی را ایجاد می‌کند. همچنین به زیبایی و عظمت قصر او اشاره شده و بیان می‌شود که هر کس که از بام این قصر ببیند، عظمت و شکوه آن را در می‌یابد. شعر با تأکید بر قدرت و تأثیرگذاری این شاه در تاریخ خاتمه می‌یابد.