نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل اگر این یار دمی یار تو باشد

شاهنشهی هردو جهان عار تو باشد

یکدل نشنیدیم که مفتون تو نبود

یک سینه ندیدیم که بی خار تو باشد

روزی بشمارد گرت از خیل غلامان

صد یوسف آزاد خریدار تو باشد

من خاک ره آنکه ره کوی تو پوید

من کشته آن دل که گرفتار تو باشد

هرگز به کسی رشک نبردم بجز آنکس

کو را نظری گاه به رخسار تو باشد

عزم سفر کوی بتان کرده ای ای دل

رو رو که خدا یار و نگهدار تو باشد

گم شد ز بر من دل و آن است گمانم

کاندر شکن طرّه طرار تو باشد

درمان چه کنی درد صفایی بگذارش

تا زنده بود خسته و بیمار تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی نشان‌دهنده عشق و علاقه عمیق او به معشوق است. شاعر به دل اشاره می‌کند که اگر یار یک لحظه هم همراه او باشد، این برایش کافی است و او را به پادشاهی هر دو جهان می‌رساند. او از این می‌گوید که هیچ‌کس را ندیده که به زیبایی محبوبش مفتون نشده باشد و همواره دلی شکسته در پی اوست. شاعر از این می‌گوید که حاضر است هر مقدار غلامی برای محبوبش باشد، و خود را فدای او می‌کند. شاعر هیچ‌کس را به محبوبش نمی‌سازد و به عشق او مشغول است. او از دل گم‌شده‌اش در پی محبوبش غمگین است و در آخر، از درد و غم یاد می‌کند که تا زمانی که محبوب زنده است، او نیز درد عشق را تحمل می‌کند.