نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای کاش شب تیرهٔ ما را سحری بود

تا در سحر این نالهٔ ما را اثری بود

آزادی‌ام از دام هوس نیست، ولیکن

صیاد مرا کاش به صیدش گذری بود

یک دیده گشودیم به روی تو و بستیم

چشم از دو جهان و چه مبارک نظری بود

از بیم ملامت رهم از میکده بسته ست

از خانهٔ ما کاش به میخانه دری بود

اجزای وجودم همه کاویدم و دیدم

در هر رگ و هر پی ز غمت نیشتری بود

کردم طلب مرغ دل از عشق و نشان داد

دیدم که به کنج قفسی مشت پری بود

از خون شدن دل زغم او چه غمم بود

گر دلبر ما را ز دل ما خبری بود

باز است به فتراک تو این دیده ی حسرت

ای کاش مرا لایق تیرت سپری بود

ناصِح که مرا پند همی‌داد «صفایی»

امید اثر داشت، عجب بی‌بصری بود!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر آرزویی را ابراز می‌کند که ای کاش در شب‌های تار و تیره‌اش، سحری وجود داشت تا ناله‌ها و غم‌هایش تأثیرگذار باشد. او به آزادی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که هرچند از دام هوس رهایی ندارد، اما آرزو دارد که صیادش نگاهی به او بیندازد. شاعر از عشقش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در وجودش، غم عشق به شدت وجود دارد. او به میکده و محبت‌هایی که از آنها محروم است، اشاره می‌کند و خواهان این است که کاش درهای میخانه به روی او باز بود. مردی به نام ناصح نیز به او پند می‌دهد، اما شاعر احساس می‌کند که این پندها بی‌اثرند و در بی‌خبری به سر می‌برد. این شعر عواطف عمیق و آرزوی نداشته‌ها و نگرانی‌های او را به زیبایی بازتاب می‌دهد.