شمارهٔ ۲۰ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
همچو بلبل گر من بی دل زبانی داشتم
روز وصل از شام هجران داستانی داشتم
در به روی من چنین محکم مبند ای باغبان
پیش از این من هم به اینجا آشیانی داشتم
از پس عمری مرا خواندی و آن هم با رقیب
بلکه جانا با تو من راز نهانی داشتم
چیست این رسوایی آخر ای جوان من هم چو تو
در جوانی مدتی عشق جوانی داشتم
گاهی ای بلبل شنیدی یار اگر فریاد من
چون تو من هم روز و شب آه و فغانی داشتم
سوخت ای پروانه یارت، بال و پر داری چه غم
کاش من هم چون تو یار مهربانی داشتم
ای مؤذّن این شتابت از چه بود آخر نه وصل
نیست بیش از یک شب و من داستانی داشتم
در به روی من چنین می بندی ای جان کاشکی
غیر درگاه تو من هم آستانی داشتم
ای «صفایی» من تو را زاهد گمان کردم مرا
کن بحل چون در حق تو بدگمانی داشتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درد و رنج عشق و فراق میپردازد. او به بلبل و پروانه اشاره میکند و به شباهتهای خود با آنها میبالد. شاعر از باغبان میخواهد که در را به روی او نبندد، زیرا او نیز روزگاری در این مکان آشیانی داشته است. او به یاد عشق خود میافتد و از رسوایی ناشی از آن سخن میگوید. شاعر در نهایت به زهد و بدگمانی اشاره کرده و از عزیزش میخواهد او را ببخشد. به طور کلی، شعر احساسات عمیق و غمگینی را از زندگی عاشقانه و چالشهای آن به تصویر میکشد.