نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ترسم نشده غوره، انگور خزان آید

یا می نشده انگور ماه رمضان آید

زاهد که کُنَد منعم از رفتن میخانه

با ساده رخی هر شب آنجا به نهان آید

گر اشکِ روانم نیست زآن است که می ترسم

از دل غم او بیرون با اشک روان آید

گردون که دل ما را کرده هدف تیرش

هر تیر که اندازد یکسر به نشان آید

هر شب بت عیاری گوید به بَرَت آیم

آید به برم اما هنگام اذان آید

آن شیخ سیه نامه با جبه و عمامه

از میکده صد بارَش، راندند و همان آید

کردم طلب از عابد وردی پی دفع غم

گفتا بَرِ ساقی رو، کاین کار از آن آید

گاهی بنواز ای جان چون غیر صفایی را

ترسم که ز بیدادت روزی به فغان آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات و تمایلاتی است که در مقابل موانع اجتماعی و مذهبی قرار دارد. شاعر از ترس خود می‌گوید که مبادا درخت انگور خشک شود و فرصتی برای شادابی ما پیدا نشود. او از زاهدی صحبت می‌کند که خود را از لذت‌ها منع کرده و در عین حال با سادگی به میخانه می‌آید. شاعر احساس می‌کند که اگر اشک نمی‌ریزد، به دلیل ترس از دلتنگی‌اش است. تیرهایی که زندگی به او می‌زند، هر کدام او را بیشتر به هدف می‌زند. او احساس می‌کند حتی در زمان اذان، معشوقش به یادش می‌آید، اما اهل دین او را از میکده می‌رانند. در نهایت، شاعر به عابدی مراجعه می‌کند که به او می‌گوید برای آرامش، به سمت ساقی برود، و او به یاد جانش می‌افتد و از روزی می‌ترسد که دلتنگی او را به فغان بیاورد.