نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عمری ست که اندر طلب دوست دویدیم

هم مدرسه هم میکده هم صومعه دیدیم

با هیچکس از دوست ندیدیم نشانی

وز هیچکسی هم خبر او نشنیدیم

در کنج خرابی پس از آن جای گرفتیم

تنها و دل افسرده و نومید خزیدیم

سر بر سر زانو بنهادیم و نشستیم

هم بر سر خود خرقه ی صد پاره کشیدیم

هر تیر که آمد همه بر سینه شکستیم

هر تیغ که آمد همه بر فرق خریدیم

جام ارچه همه زهر بلا بود گرفتیم

می گرچه همه خون جگر بود چشیدیم

چشم از رخ هرکس همه جز دوست ببستیم

پا از در هرکس همه جز خویش کشیدیم

از آنچه جز افسانه ی او، گوش گرفتیم

از هرچه بجز قصه او لب بگزیدیم

هر لوح که در مکتب ما، جمله بشستیم

هر صفحه که در مدرس ما جمله دریدیم

هر نقش بجز نقش وی از سینه ستردیم

هر مهر بجز مهر وی از دل ببریدیم

جز عکس رخش، زآینه ی دل بزدودیم

جز یاد وی از مزرع خاطر درویدیم

گر تشنه شدیم، آب ز جوی مژه خوردیم

ور گرسنه، لخت جگر خویش مکیدیم

یک چند چنین چون ره مقصود سپردیم

المنة لله که به مطلوب رسیدیم

خرّم سحری بود که با یاد خوش او

بنشسته، که از شش جهت این نغمه شنیدیم

کایام وصال است و شب هجر سرآید

برخیز «صفایی» چه نشستن که رسیدیم

جستیم ز جا جان بکف از بهر نثارش

پس دیده گشودیم و بهر سو نگریدیم

دیدیم نه پیدا اثر از کون و مکان بود

جز پرتو یک مهر، دگر هیچ ندیدیم

دیدیم جهان وادی ایمن شده هر چیز

نخلی و ز هر نخل انا الله بشنیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از سال‌ها تلاش و جستجوی مداوم برای یافتن دوست سخن می‌گوید. او در مسیر خود جاهای مختلفی از جمله مدرسه، میکده و صومعه را دیده، اما هیچ نشانی از دوست نیافته است. شاعر به مکان‌های خرابه و تنهایی پناه می‌برد و با دل افسرده به اندیشیدن و تحمل سختی‌ها می‌پردازد. او تنها به یاد دوست خود بوده و از هر چیز دیگری دوری می‌کند. پس از مدت‌ها انتظار و تحمل درد و رنج، بالاخره به مقصود خود می‌رسد و خوشی و آرامش را تجربه می‌کند. در این لحظه، جهان برای او به مکانی امن تبدیل می‌شود و تنها نور وجود محبوبش را می‌بیند. شاعر در نهایت بیان می‌کند که دیگر هیچ چیزی جز عشق و یاد دوستش برایش مهم نیست.