شمارهٔ ۲۸ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی به یاد یار بده ساغری ز می
از آن گنه چه باک که باشد به یاد وی
من ژنده پوش یارم و دارم به جان او
ننگ از قبای قیصر و عار از کلاه وی
شرمم ز فقر باد، مقابل کنم اگر
با گنج فقر شهر صفاهان و ملک ری
تا کی دلا به مدرسه طامات و ترهات
بشنو حدیث یار دو روزی ز نای و نی
واعظ مگو حدیث بهشت و قصور و حور
ما توسن هوی و هوس کرده ایم پی
ما عندلیب گلشن قدسیم و باغ ما
ایمن بود ز باد خزان و هوای دی
زاهد برو چه طعنه ی مستی زنی که هست
مست از خیال دوست «صفایی» نه مست می
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از ساقی درخواست میکند که به یاد یارش، ساغری از شربت بیاورد و اشاره میکند که از گناهی که ممکن است بکند، نگران نیست. او به فقر و زندگی سادهاش افتخار میکند و ننگ و عار را از مال و مقام دیگری میداند. شاعر از زهد و آموزههای خشک فاصله میگیرد و به جای آن به عشق و یاد یار میپردازد. او میگوید که حال خوشی از عشق دارد و مست بودنش ناشی از عشق به دوستش است، نه از نوشیدن می. به طور کلی، شعر سرشار از تمایل به زندگی عاشقانه و بیاعتنایی به زهد ظاهری است.