شمارهٔ ۲۴ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای بر کفت تیغ جفا از قتل ما پروا مکن
بگذشته ایم از خون خویش اندیشه از فردا مکن
آسوده در مهد لحد خوابیده اند این مردگان
بگذارشان در خواب خوش آن لعل را گویا مکن
نه جان نه سر، نه دین، نه دل ماند از برای عاشقان
رحمی کن و یک بوسه را دیگر بها بالا مکن
افسرده دلهای فغان جز از دل من برمخیز
فرسوده ی غم سینه ها جز سینه ی من جا مکن
ریزند اگر در دامنت نقد دو کون و در عوض
خواهند کالای غمش زینهار کاین سودا مکن
ای چشم تر مردم مرا خوانند امام کشوری
از عشق من کس را خبر نبود مرا رسوا مکن
مال یتیم و رشوه را بخشیدم ای قاضی به تو
من ماندم و یک جرعه می با من در آن غوغا مکن
دریای عشق است و جفا در آن «صفایی» ناخدا
کشتی بران، اندیشهای از موج این دریا مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس درد و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر از طرفی به تیرگیهای جفا و ظلم اشاره میکند و میگوید که دیگر از مشکلات نترسد و به گذشته فکر نکند. او به آرامش مردگان در خواب اشاره دارد و از دیگران میخواهد که در این باره نگرانی نداشته باشند. شاعر همچنین از نبودن جان و دل برای عاشقان سخن میگوید و درخواست میکند که حتی یک بوسه نیز ارزشمند باشد. او از دل افسرده خود میگوید و میخواهد که دیگران در غم او شریک نشوند. در نهایت، شاعر به عشق و دشواریهای آن اشاره میکند و از دیگران میخواهد که از مشکلات عشق دوری کنند.