شمارهٔ ۳۰ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی
تا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاج
از سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت
زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمند
ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند طلب میکند تا به دنیایی فراتر از این دو جهان برود و از رنجهای جسمی و روحی رهایی یابد. او از وضعیت ناامیدکنندهای که در آن قرار دارد به ستوه آمده و در پی درمانی برای دردهایش است، اما طبیب به او میگوید که زخم دلش درمانی ندارد. در انتها، به طعنه به مردم اشاره میکند و آرزو میکند که کاش جایی وجود داشت که در آن انسانها نباشند، زیرا از رفتارها و ویژگیهای انسانها ناامید است.