نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای کوکب امید شبی کاش برآیی

ای شام الم کاش که روزی به سرآیی

گفتی که شب مرگ بیایم به بر تو

امشب شب مرگ است گر امروز بیایی

چون گوش به فریاد من آن ماه ندارد

ای آه چرا بیهده از سینه برآیی

آتش فکنی یکسره در خرمن هستی

روزی ز پس پرده اگر رخ بنمایی

پر عنبرسارا کنی این حقه ی گردون

گر یک گره از طره ی مشکین بگشایی

بگرفته دل ما بر ما خوی بد ما

ای کاش به یک عشوه دل ما بربایی

جستم دل خود را و نشان پیش تو دادند

اما چه ثمر چونکه ندانم تو کجایی

عکس رخ او را به نظر گیر «صفایی»

تا زنگ غم از آینه ی دل بزدایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساس longing و آرزوی محبوبی را بیان می‌کند. شاعر امیدوار است که محبوبش (کوکب امید) روزی به سراغش بیاید و شب غم (شام الم) به پایان برسد. او به درد و ناراحتی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که این شب ممکن است شب مرگ او باشد. شاعر به محبوبش می‌گوید که حتی اگر او در حال مرگ باشد، امید دارد که یک اشاره یا حرکت کوچک از سوی او بتواند دلش را شاد کند. او به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر دل خود اشاره کرده و آرزوی دیدار او را دارد تا زنگ غم را از دلش بزداید. در نهایت، او در جستجوی دل خود است و از جستجوی عشق و زیبایی با نگاهی رازآلود سخن می‌گوید.