شمارهٔ ۳۱ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
هر درختی غیر تاک از باغها بدرودمی
پس به جای هر درختی تا ککی بنشاندمی
نیز صد تاک دگر بالله بر آن افزودمی
بهر هر تاکی پس از میخانه چون ببریدمی
وانگهی از خم بهر جو چشمه ای بگشودمی
تا نگه دارم من از چشم بدان پاکان تاک
نی به روز و نی به شب یک لحظه ای نغنودمی
چونکه آنها را به کام دل به بار آوردمی
دانه ی انگور آنها را به کس ننمودمی
چیدمی انگور آن بر دوش خود بگرفتمی
پس ره میخانه با بار گران پیمودمی
پس به دست خود همه انگورها افشردمی
کردمی در خم سر آن را به گل اندودمی
وانگهی هم روز و هم شب پای خم بنشستمی
از شعف گاهی به پای خم سر خود سودمی
چون رسیدی باده اول سجده ی حق کردمی
نی همین سجده، نمازی هم بر آن افزودمی
از نشاط و شوق آنگه دوره ای رقصیدمی
بوسه بر خم دادمی آنگه سرش بگشودمی
پس از آن می یک دو کف بر خویشتن افشاندمی
خرقه و سجاده خود را به می آلودمی
پس لب خود بر لب خم با ادب بنهادمی
آنچه بودی من در آن پیمانه سان پیمودمی
در ته آن ای «صفایی» چیزی ار ماندی به جای
حسبة لله تورا هم جرعه ای بخشودمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به عشق و شوق خود به شراب و لذتهای آن اشاره میکند. او اگر دهقان بود، از هر درختی به جز تاک میگذشت و به جای هر درخت، درختی از تاک میکاشت. او در وصف انگور و میخانه به تفصیل صحبت میکند و از مراحل درست کردن شراب، از چیدن انگور تا فشار دادن و تبدیل آن به می، صحبت میکند. شاعر همچنین احساساتش را در حین نوشیدن شراب توصیف میکند، از سجده به خاطر نعمت شراب گرفته تا شور و شوقی که او را به رقص وادار میکند. در نهایت به نوعی تقدس و احترام به شراب اشاره میکند و میگوید اگر چیزی در ته پیمانه باقی مانده باشد، آن را به خداوند هدیه میدهد. این شعر در واقع نمایانگر عشق به زندگی و لذتهای آن است.