شمارهٔ ۸ ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / منتخب غزلیات و قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
تا میکده باز و می به جام است
کار من خسته دل به کام است
تا مغبچگان مقیم دیرند
در دیر مغان مرا مقام است
دل از کف من ربوده ماهی
کش مهر فلک کمین غلام است
در دام کسی فتاده ام من
کش مرغ حرم اسیر دام است
آن آیه که منع عشق دارد
ای واعظ هرزه گو کدام است
وان می که به دوست ره نماید
آیا به کدام نص حرام است
دامی که به راه عشق باشد
دیدیم که دام ننگ و نام است
از خانه ما که باد آباد
تا منزل دوست یک دوگام است
گفتند بسی فسانه ی عشق
این قصه هنوز ناتمام است
گفتم که دگر دلم مسوزان
گفتا که بسوزمش که خام است
در میکده زان شده صفایی
کاین مدرسه منزل عوام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به فضای میکده و نوشیدن اشاره میکند و نشان میدهد که کار او و دلش در این محیط به آرامش و لذت میرسد. او از عشق و وابستگی خود سخن میگوید و از مخالفتهای مذهبی با عشق انتقاد میکند. او به دین و نصوص میپردازد و میپرسد که کدام آیه عشق را منع کرده است. شاعر به روایتی از عشق اشاره میکند که هنوز به پایان نرسیده و از درد حاصل از جدایی و دلتنگی میگوید. در نهایت، او به صفای میکده اشاره میکند و بر تفاوت آن با مکانهای عمومی و آموزشی تأکید میکند.