نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

نگاهی به چگونگی خلقت دستها و انگشتان ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم

پس نظری گشای و دو دست آدمی را بنگر که چگونه خالق حکیم آنها را کشیده تا به هر مطلبی که آدم خواهد دراز کند، و کف آن را پهن نمود و پنج انگشت نصب فرمود و هر انگشتی را بر سه قسم کرد و ابهام را در یک طرف قرار داد و چهار انگشت دیگر را در طرف دیگر، به نوعی که ابهام بر آنها محیط می شد و اگر اولین و آخرین جمع شوند که در وضع انگشتان و درازی و کوتاهی آنها نوعی دیگر فکرکنند که بهتر از این نوع از جهت زینت و مصلحت باشد یا مثل آن، نمی توانند، زیرا که به این ترتیب قابل گرفتن و دادن و سایر مصالح است، اگر آن را پهن کنی طبقی است نمایان و اگر جمع کنی گرزی است گران و از جمع آنها بعد از پهن کردن هر چه خواهی می گیری و از پهن نمودن بعد از جمع هر چه اراده کنی می دهی، اگر کفچه خواهی از آن سازی و اگر صندوقچه اراده کنی از آن پردازی اگر ابهام را بر سبابه نهی هر چه خواهی به آن پاره کنی و اگر سبابه را راست بداری به آنچه خواهی اشاره کنی اگر عددی را ضبط خواهی از آن توانی و اگر مکانی را خواهی بروبی میسرت گردد به آسانی و غیر اینها از منافع محسوسه.

و سر انگشتان را زینت داد به ناخن تا حافظ آنها باشد و چیزهای خرد را که سر انگشت نمی تواند برچیند از آن بردارد و بدن خود را با آن بخارد و دلالت نمود دست بی شعور را به مکانی که می خارد، به نوعی که بی فحص و تجسس، خود را به آنجا می رساند، اگر چه در خواب یا حالت غفلت باشد، و اگر خواهی آن مکان را به ذی شعوری نشان دهی به آن برنمی خورد.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده به بررسی آفرینش دست انسان و نقش آن در زندگی می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که خالق حکیم (خداوند) چگونه دست‌ها را طراحی کرده که قابلیت‌های زیادی داشته باشند؛ از جمله دراز کردن، گرفتن، و دادن اشیاء. انگشتان به نوعی ساخته شده‌اند که ابهام در یک طرف و چهار انگشت دیگر در طرف دیگر قرار دارد. این طراحی به انسان امکان می‌دهد که به آسانی از دست برای کارهای مختلف استفاده کند، مانند اشاره، جمع‌آوری اشیاء یا ایجاد اشیاء جدید. نویسنده بر زیبایی و کاربرد انگشتان تأکید می‌کند و اشاره می‌کند که ناخن‌ها به عنوان حافظ انگشتان عمل می‌کنند و به انسان کمک می‌کنند تا کارهای روزمره را بهتر انجام دهد. همچنین، نحوه عملکرد دست در زمان خواب یا غفلت نیز بیان می‌شود، به این معنا که بدن خود به طور غریزی به مکان‌هایی که نیاز به خارش دارند، می‌رود. به طور کلی، متن به نقش حیاتی دست‌ها در زندگی انسان و زیبایی‌های خالق آن‌ها پرداخته است.