نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۰ - تتمه داستان طوطی و شاه ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خورد چون طوطی فریب زاغ شوم

روز و شب شد همنشینِ فوج بوم

رفت از یادش نوای طوطیان

شد زبانش بسته زآن نطق و بیان

از گل و از گلستان دلگیر شد

از نبات و قند و شکر سیر شد

کرد ایوان شهان را خیرباد

شد درخت و باغ و بستانش زِ یاد

بال رنگارنگ او بر باد رفت

بال افشاندن ورا از یاد رفت

جا گرفت اندر خرابی تنگ و تار

بسترش گه خاک و گه خاشاک و خار

در خرابی بی پر افتاده به خاک

داده تن تنها و بی کس در هلاک

کنج تنهایی فتاده لوت و عور

دور او بگرفته هر سومار و مور

بال و پر بشکسته پیکر ناتوان

دیده‌ها برکنده ببریده دهان

قصهٔ این طوطی مسکین درست

سر به سر احوال مرغ جان توست

آن جزیره این جهان بی وفاست

وندران آن پیر دانا عقل ماست

آن هواها فوج بومند اندر آن

در کمین بنشسته بهر مرغ جان

اهل دنیا دیو و اهریمن همه

همچو بومانند اندر دمدمه

ز اهل دنیا ای برادر الحذار

الحذر از این گروه دیوسار

تا به کِیْ با اهل دنیا در خصام

روز و شب از بهر دانگی از حرام

نی خبرداری ز مبدأ نی معاد

نی کنی از روز مرگ خویش یاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن داستانی از طوطی است که به خاطر فریب زاغ، از زندگی شاد و آزاد خود دور می‌شود و در کنار بوم‌ها (پرندگان شب) قرار می‌گیرد. او به تدریج طعم خوش زندگی را از یاد می‌برد و در شرایطی سخت و تنگ به سر می‌برد. حال او به تیرگی و ناامیدی می‌انجامد و از خوشی‌های زندگی دور می‌شود. این حکایت در واقع تشبیهی است برای حال و روز انسان‌ها در جهان امروز که به خاطر تعلقات دنیوی و فریب‌کاری‌های اطرافیان، از خود واقعی‌شان دور می‌شوند. در نهایت، متن به هشدار می‌پردازد که انسان باید از این وابستگی‌ها و فریب‌ها پرهیز کند و به یاد زندگی جاودان و ارزش‌های واقعی بیفتد.