بخش ۱۰۷ - در صفت عشق و کیفیت آن ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق نارالله باشد مؤصده
مطّلع بر جانِ ما و افئده
آب خضر و آتش موسی است عشق
لحن داود و دم عیسی است عشق
سُکر خاک از مستی مینای عشق
شور چرخ از نشأة صهبای عشق
عشق احمد را براق و رفرف است
زانچه گویم عشق از آن اشرف است
مظهر اسرار پنهانیست عشق
مطلع انوار ربانیست عشق
بی سخن تریاق هر سمّ است عشق
فارج الهم کاشف الغم است عشق
هر کجا دردی و رنجی و عناست
عشق آن را هم طبیب و هم دواست
عشق جالینوس و افلاطون بود
حاش لله از همه افزون بود
عشق این یا عیسیِ بِن مریم است
محیی الاموات اگر گویم کم است
عشق این یا نغمهٔ ربانی اَست
عشق این یا بادهٔ روحانی اَست
عشق نی بل سلسبیل و کوثر است
ساقی آن مصطفی و حیدر است
عشق صرافیّ نقد جان بود
عشق هم اسلام و هم ایمان بود
ای خوشا غمهای جانفرسای عشق
ای خوشا فریاد واویلای عشق
ای خوشا شبهای تار عاشقان
ای خوشا دلهای زار عاشقان
ای برادر گر تو عاشق نیستی
نیستی آدم ببین خود چیستی
دل که فارغ شد ز بیم دلبران
حیف باشد حیف نام دل بر آن
هر دلی کان عشق را نبود وطن
کاش بادا طعمهٔ زاغ و زغن
دل که بی عشق است آن را دل مگوی
دور افکن رو دل دیگر بجوی
عشق بر هر دل که مشعل برفروخت
خار سوداهای فاسد جمله سوخت
دل اگرچه عشق را باشد مقر
میزند آتش ولی در بحر و بر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق است و اهمیت آن در زندگی انسانها را توصیف میکند. عشق به عنوان یک نیروی مقدس و الهی معرفی میشود که نه تنها جانها را تغذیه میکند، بلکه دردها و رنجها را نیز میتواند درمان کند. عشق در این شعر به آثاری چون آتش موسی، لحن داود و دم عیسی شبیه است و به عنوان یک شفا دهنده و داروی همه آلام مطرح میشود. شاعر عشق را به عنوان مظهر اسرار الهی و انوار ربانی معرفی کرده و میگوید که عشق میتواند جان را زنده کند و زندگی را به معنای واقعی پر کند. همچنین او به عشق به عنوان یک نیرو و وجود لازم در دل انسان اشاره میکند و هشدار میدهد که اگر کسی عاشق نباشد، از حقیقت انسانی خود دور شده است. عشق در این شعر نه تنها به عنوان یک احساس، بلکه به عنوان یک اصل اساسی در زندگی قابل توجه است که میتواند انسان را به کمال و درک عمیقتری از وجود برساند.