بخش ۱۱۲ - در بیان آنکه نزد عاقل هرچه هست علامت توحید است و معنی بی نشانی خدا چیست ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آنکه او باشد نشان خویشتن
بی نشان کی باشد او ای مؤتمن
اولم یکف بربک، ای سعید
انه کان علی الکل شهید
آنکه باشد گر نشانی زو خبر
می دهد کی بی نشان باشد دگر
بی نشان است آن شهنشاه الست
معنی آن لیک چیز دیگر است
یعنی او را از اشاره پاک دان
پاک هم از صورت از ادراک دان
وهم را اندر حریمش بار نیست
عقل محرم اندر آن دربار نیست
دیدهها کورند از دیدار او
لیک دلها روشن از انوار او
ای بزرگ آن پادشاه ذوالجلال
خود نشان بی نشان و بی مثال
عالم از او هم پُر و هم خالی است
جان از او پر گوهرِ اجلالی است
دیدهها بینا از او و کور از او
سینهها سینا صفت پر نور از او
آسمان از بیم جودش یک حباب
ذره ای از عکس نورش آفتاب
این سخن بگذار کاین بحر عمیق
کرده سیاحان عالم را غریق
اندرآن پیدای ناپیدا کران
یاوه گشته شهسواران جهان
چون به اینجا میرسی خاموش باش
اندرین محفل سراپا گوش باش
از کلام حق ثنای او بجوی
اندر اینجا غیر لااحصی مگوی
گو که آن شوریدهٔ یکتای فرد
در کلیسا شد چه گفت و او چه کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و توصیف خداوند و صفات او میپردازد. شاعر به مفهوم بینهایت و بینشان خدا اشاره میکند و میگوید که او را نمیتوان با نشانهها و اوصاف انسانی شناخت. خدا پادشاهی بزرگ و ذوالجلال است که عالم را پر و خالی میکند و نور او در دلها روشن است. با اینکه عقل و چشمها قادر به درک و دیدن او نیستند، دلها میتوانند از انوار او بهرهمند شوند. شاعر به عمق این مسائل پرداخته و توصیه میکند که در این موضوعات سکوت کنند و از ثنای خدا بگویند، به جای افراط در سخن گفتن. او به شوریدهای که در کلیسا بوده اشاره میکند و در نهایت خواننده را به احتیاط و دقت در شنیدن میخواند.