بخش ۲۲۴ - تذکار جوان فقیر خارکن به جهت تفکر در احوال خود ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زان تفکر در خود و ایام خود
اندر آغاز خود و انجام خود
رخنهای اندر دل خود باز کرد
دل از آن رخنه گشودن ساز کرد
زان نشاطش رخنهای دیگر گشود
در گشادش رخنه هر دم میفزود
تا به دل آن رخنهها دروازه شد
طبل روحانی بلند آوازه شد
شد ز بندرگاه غیب آنجا روان
کاروان در کاروان در کاروان
پس دل بیهوش او آمد به هوش
گفت در گوش دلش آنگه سروش
کانچه میبینی ز عز و مال و جاه
وصل معشوق و نیاز پادشاه
دستبوس شاه و پابوس امیر
روی بوس آن نگار دلپذیر
سر به سر تأثیر رسم طاعت است
رسم طاعت را چنین خاصیت است
دستمال صورت طاعات توست
مزد طاعتهای بی نیات توست
قیمت کالای روی اندود توست
اجرت سعی غرض آلود توست
میوهٔ بید و صنوبرهای توست
سود سوداهای پر صفرای توست
آمدی این دست مزد پای توست
این جواب لفظ بی معنای توست
این بهای آن مبارک مژده است
این گلاب آن گل پرمژده است
هیچ کاری نزد ما بی اجر نیست
هیچ شامی نه که او را فجر نیست
گرچه کالای تو بس نابود بود
لیک نزد ما کجا مردود بود
خویشتن را وانمودی آن ما
آنِ ما کی رفته بی احسان ما
گر نه از ما بودی اما ای فتی
پیش مردم خویش را خواندی ز ما
هین بگیر این مزد صورت کاریت
این ثواب اجر ظاهر داریت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره تفکر و تأمل در وجود انسان و مراحل زندگی اوست. راوی به فضایی در دل خود میرسد که در آن، آگاهی و روشنایی به وجود میآید و دلش از آن حالت بیهوشی به هوشیاری میرسد. در این حالت، او دریافت میکند که تمام ظواهر مادی، همچون مال و جاه، در واقع نیاز به ارتباط با یک معشوق حقیقی و پادشاه واقعی دارند. سپس به اهمیت طاعت و عبادت اشاره میکند و میگوید که هر عملی که انسان انجام میدهد، بیاجرت نخواهد بود و در پیشگاه خداوند، هیچ کاری بیپاداش نمیماند. بر این اساس، حتی اگر اعمال انسان نادیده گرفته شوند، اما در نهایت در نزد خداوند دارای ارزش و پاداش خواهند بود. همچنان به این نکته میپردازد که انسان باید خود را از قید و بندهای دنیوی رها کند و به معنای عمیقتری از وجود و ارتباط با خدا برسد.