نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳۵ - خطاب به زمین عراق و کوفه و کربلا و آمدن حضرت سیدالشهداء ع ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای زمین کربلا دلشاد زی

تا قیامت زان سبب آباد زی

البشاره ای زمین کربلا

کایدت مهمان سلطان‌الوری

آسمان شو عرش شو بر خود ببال

گردن دولت بکش بربند یال

قبهٔ عزت به گردون کن بلند

هم بر آن پیرایه مهر و ماه بند

بارگاه پادشاهی ساز کن

طرح ایوان و رواق آغاز کن

تخت شاهی اندر آن ایوان بزن

بر فراز تخت مسند درفکن

کاینک از ره می‌رسد شاهی بزرگ

در رکاب او امیران سترگ

آهوانت را بگو ای کربلا

نافه اندازند اندر راهها

دشت و صحرا را عبیر افشان کنید

خاک را با مشک تر یکسان کنید

باد را گو تا بیفشاند غبار

از در و دیوار و دشت آن دیار

گو بپاشد دشت و صحرا را سحاب

از برای مقدم شه زود آب

تشنه لب آمد شه دنیا و دین

ای فرات آماده کن ماء معین

گر فرات آبی نیارد گو میار

ور نبارد ابر آنجا گو مبار

تا قیامت ز اشک چشم دوستان

دجله‌ها باشد در این صحرا روان

ور نباشد مشک و عنبر باک نیست

نافه‌ای خوشبوتر از این خاک نیست

بوی جان آید ز خاک کربلا

جان فدای خاک پاک کربلا

شهپر جبریل و زلف حور عین

بس بود جاروب در آن سرزمین

از حجاز آمد برون سلطان دین

رو به سوی کعبهٔ صدق و یقین

زد برون از کشور بطحا بساط

ره همی ببرید با شوق و نشاط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره زمین کربلاست و از اهمیت و احترام آن مکان مقدس سخن می‌گوید. شاعر از کربلا می‌خواهد که همواره آباد بماند و از آمدن مهمانان بزرگ، به ویژه سلطان الوری (امام حسین(ع)) خبر می‌دهد. او از زمین کربلا می‌خواهد که با شکوه و وقار پذیرای این مهمان باشد، و از طبیعت می‌خواهد که برای استقبال از حضرت آماده شود. در نهایت، شاعر به زیبایی و عطر خاص خاک کربلا اشاره کرده و عشق و احترام خود را به این سرزمین مقدس ابراز می‌کند.