نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۸ - ادامه ی داستان طوطی و شاه و رفتن به جزیره ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز گردم بر سر آن داستان

داستان طوطی و شاه جهان

منتظر استاده آن طوطی به راه

تا چه فرماید دگر آن پادشاه

پادشه فرمود کای شیرین کلام

آنچه باید گفت من گفتم تمام

وقت رفتن شد کنون پرواز کن

چشم و هوش و گوش خود را باز کن

بال و پر زد طوطی و از دست شاه

کرد پرواز و نمود آهنگ راه

راهها طی کرد و منزلها برید

تا پس از قرنی به آن بنگه رسید

سبزه دید و آب صاف و مرغزار

باغ و بستان پر درخت میوه‌دار

هر طرف مرغان رنگین پر و بال

طایرانی جملگی پر خط و خال

طوطی مسکین شکسته بال و پر

دیده بس آسیب و محنت در سفر

گه فراز کوه و گاهی قعر چاه

گه غم منزلگه و گه بیم راه

روزها شب کرده از کهسارها

شامها سر برده اندر غارها

بس پریده در هواهای عفن

بس بریده راههای بس خشن

دیده بس بالا و پستی در طریق

زین مضیق افتاده اندر آن مضیق

رفته از یادش شه و دوران او

وسعت درگاه بی پایان او

چشمه اندر چشمه اندر زندگیش

وه چه چشمه هریک از صد دجله بیش

جدول اندر جدول از آب حیوة

وه چه جدول رشک جیحون و فرات

گلشن اندر گلشن خلوتگهش

گلستان در گلستان درگهش

وان همه مرغان خوش الحان او

طایران کنگر ایوان او

طوطیان نغمه ساز خوش بیان

وان کبوترهای قدسی آشیان

ناز طاووسان باغ ناز او

نغمهٔ مرغان خوش آواز او

شکرستانهای شربت خانه‌اش

خانه‌ها و نعمت شاهانه‌اش

زین ره آمد آن جزیره جلوه‌گر

پیش چشم طوطی صاحب‌نظر

گل شمرد آن خارهایش سر به سر

پارگینش کوثر آمد در نظر

تنگنایی را گمان کرد آن فراخ

آغلی را هم شمرد ایوان و کاخ

جغد شومش چون هما میمون گرفت

ماند از رفتار زاغش در شگفت

گرگها دید و گمان کرد او غزال

غولها را هم رفیق ماه و سال

حال طوطی نیک باشد ای پسر

همچو حال پادشاه باختر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان طوطی و شاه جهان ادامه دارد. طوطی پس از شنیدن دستورات پادشاه، برای سفر خود پرواز می‌کند و در راه مشکلات فراوانی را تجربه می‌کند. او بالا و پایین‌های زیادی را مشاهده کرده و خاطرات پادشاه و دوران او از یادش رفته است. پس از مدت‌ها سفر، طوطی به سرزمینی زیبا و پر از منابع طبیعی می‌رسد، جایی که باغ‌ها و پرندگان رنگارنگ وجود دارند. اما طوطی در این سرزمین، به اشتباه، مشکلات و خطرات را در چیزهای زیبا می‌بیند و فکر می‌کند که اینجا تنگناها و تهدیدهایی وجود دارند. با این حال، طوطی از این تجربه درس می‌آموزد و وضعیت خود را با حال پادشاه مقایسه می‌کند.