نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۳ - اهل و عیال، فرزند طماع یا دشمنان دوست نما ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچه خواهد بر تو فرزند و زنت

کافرم گر می‌پسندد دشمنت

با رفیق خود یکی گفت ای پسر

کاشکی بُکْشد مرا شخصی پدر

تا برم هم ارث و هم گیرم دیت

از پدر بهتر بود این منفعت

پاسخش داد آن دگر یک کی قرین

من پدر را می‌نخواهم اینچنین

بلکه می خواهم که چشمانش نخست

برکنند و یک دیت گیرم درست

پس ببرندش دو گوش حق نیوش

یک دیت دیگر بگیرم بهر گوش

بینیش را پس ببرند و از آن

پس ببرندش دو لب آنگه زبان

پس جدا سازند دستانش ز تن

پایهایش پس ببرند از بدن

پس ذکر پس خصیتینش را برند

پس کشندش جان من فارغ کنند

تا دیت گیرم برای هر کدام

پس ستانم ارث او را بالتمام

بر تو ای فرزند بادا آفرین

می‌توان پرورد فرزندی چنین

می‌توان کردن تن و ایمان و جان

رهن ایشان ای رفیق مهربان

ای خدا پایی عطا کن تندرو

تا برآرم خویشتن را زین گرو

هم برآرم گردن خود از کمند

هم بیندازم ز پای خویش بند

دوستی با این گروه است ای فلان

دوستی پادشه با زنگیان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، گفتگو میان دو نفر دربارهٔ ارث پدری به تصویر کشیده شده است. یکی از آنها آرزو دارد که پدرش به دست کسی کشته شود تا هم ارث ببرد و هم دیه بگیرد. دیگری می‌خواهد که هر بار اندامی از پدرش را ببُرند تا برای هرکدم دیه بگیرد و در پایان هم او را بکشند تا هم دیه بگیرد و هم به ارث پدری برسد. این گفتگو به نوعی آزمندی و بی‌وفایی زن و فرزند را نشان می‌دهد.