بخش ۸۶ - در بیان حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت زین ره لؤلؤ این نُه صدف
من عرف نفسه فقد ربه عرف
هرکسی کو عارف نفس خَود است
عارف پروردگار سرمد است
میشناسد هستِ بی جا و مکان
هم نشان یابد ز بود بی نشان
هم شناسد هستی دور از حواس
آفتابی را ز شمع آرد قیاس
هان چه گویی این زمان آزرم کن
آفتاب و شمع چهبْود شرم کن
خاک بر فرق قیاسات تو باد
زین قیاساتت خدا کیفر دهاد
پیش خورشید ازل صد آفتاب
ذرهٔ خوردی نیاید در حساب
روح را کی شمع گفتی میتوان
پیش آن خورشید بی مانند دان
هست کمتر از پر پروانهای
بلکه آنهم نیست جز افسانهای
پیش فهم دانش ما کودکان
میدهد نفس از خداوندش نشان
نزد فهم ما و تو شد این نشان
معرفت حق را وگرنه ای فلان
ما کجا و درک ذات پاک او
نیست کس را رتبهٔ ادراک او
آنکه کور از مام زایید ای همام
کی تواند یافتن نور از ظلام
این وجودی کو نگنجد در جهان
کی درآید در نهاد این و آن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوع شناخت نفس و پروردگار پرداخته است. شاعر بیان میکند که کسی که خود را بشناسد، میتواند پروردگار را نیز بشناسد. او به مقایسه آفتاب و شمع میپردازد و میگوید که عظمت پروردگار فراتر از هر تصوری است. شمع، نماد محدودیت و نقص است، در حالی که آفتاب نماد روشنایی و کمال است. شاعر با تأکید بر ناتوانی در درک حقیقت الهی، به عدم تطابق ظرفیت انسانی با عظمت پروردگار اشاره میکند و میگوید که شناخت واقعی فقط به وسیله نفس انسان امکانپذیر است. در نهایت، او اذعان میکند که هیچ کس توانایی درک کامل ذات الهی را ندارد.