نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد

حبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد

نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو را

هنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد

دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شد

نبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد

نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستی

صراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد

دو عالم سیدا امروز باشد کعبتین من

نمی دانم که از دستم بروی تخته چون افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حال و روز خود پرداخته و احساسات عمیقش را نسبت به عشق و ناکامی در آن بیان می‌کند. او از اشک‌هایش می‌گوید که مانند سیلابی به دریا می‌ریزد و در ادامه به نتایج تلخ عشق و بی‌پناهی‌اش اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که هنرش بی‌فایده می‌شود اگر توفیق نداشته باشد و دلش در اثر عشق به شدت رنج می‌برد. او پیرامون زندگی سخت و دنیای پر از درد و رنج حرف می‌زند و در نهایت به ناامیدی از آینده و عدم کنترل بر سرنوشتش تأکید می‌کند.