شمارهٔ ۲۱۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قبای لاله گون در بر چو آن سرو روان آید
نفس از سینه ام بیرون چو شاخ ارغوان آید
اگر در گردش آرد آن پری رو شیشه می را
ز بهر دستبوسی بر لب پیمانه جان آید
به برگ گل اگر سازم رقم شرح جدایی را
در انگشتم قلم مانند بلبل در فغان آید
پر تیر ملامت کرده مکتوب مرا جانان
ز کویش قاصد من با قد همچون کمان آید
هوس گلها به دامن کرد از بزم وصال او
شکفته خاطر از خوان کریمان میهمان آید
به باغ دهر چون شبنم ندارم خواب آسایش
به گوشم هر زمان آواز پای باغبان آید
به آن گل غنچه نتوان ساخت اظهار پریشانی
به گوش نازک او حلقه سنبل گران آید
ز جای خویش قمری همچو سرو آزاد برخیزد
پی تکلیف مرغان جغد اگر در بوستان آید
به استقبال تیرش سینه را واکرده برخیزم
برای کشتنم روزی که آن ابروکمان آید
ندیده سیدا باغ مرادم روی شبنم را
اگر آید برای سیر چون آب روان آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر با وصف زیباییهای معشوق، احساسات خود را بیان میکند. او به زیبایی معشوق مانند قبا و سرو اشاره میکند و نشان میدهد چگونه عشق او را به هیجان میآورد. شاعر همچنین از غم جدایی و longing (آرزو) صحبت میکند و میگوید که هر لحظه از دوری معشوق رنج میبرد. او به طبیعت و باغها که نمادی از عشق و زندگی هستند، اشاره میکند و بیان میکند که هر صدایی از باغبان یا پرندهها او را به یاد محبوبش میاندازد. همچنین شاعر در نهایت به امید دیدار معشوق و آرامش در کنار او اشاره دارد.