شمارهٔ ۲۶۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
کمر در خدمت استاد شاگرد خلف بندد
رسد هنگام حاجت روزیش از عالم بالا
دهان خویش هر کس از طلب همچون صدف بندد
به گلشن آمد آن شوخ و ز پا افگند گلها را
کسی گر در هنر کامل شود دست طرف بندد
دل از شادی نشان ناوکش کردم ندانستم
که این تیر خطا چشم خود از روی هدف بندد
فلک آید به رقص ای سیدا از جوش آهنگم
رقیب از سادگی تهمت به پای چنگ و دف بندد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چشمان معشوق میپردازد که دلها را به سوی خود جلب میکند. شاعر به توانایی استاد و شاگرد در هنر اشاره میکند و از نیازها و آرزوهای خود سخن به میان میآورد. او همچنین به شادی ناشی از عشق و در عین حال به خطرات و اشتباهات ناشی از آن اشاره میکند. در پایان، شاعر از رقص فلک و شادی خود میگوید و به سادگی رقیبش که به او تهمت میزند، اشاره میکند.