نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد

تو را سوزن به دست افتاد خار از پا برون گردد

به حال خوشه چینان آسیا را نیست پروایی

به گرد خرمن ایام چرخ نیلگون گردد

به صحرا کرده مأوا گردباد از بی سرانجامی

تهیدستی به دنیا جوی اسباب جنون گردد

طلب کن همدم یک دل به خود چون شیشه ساعت

به هر جا گر روی ریگ بیابان رهنمون گردد

ز عریانی فلاطون خم نشین گردید چون ساغر

نباید پیرهن بر دوش هر کس ذوفنون گردد

بلند اقبال گردد از تواضع در نظر منعم

به مجلس چون درآید شیشه می سرنگون گردد

به کوه بیستون فرهاد مشغول و از این غافل

که جوی شیر آخر بر سر او جوی خون گردد

بسالک سد ره خواهد شدن همراه ناقابل

همان بد راه دو را کفش تنگ از پا برون گردد

به گردون تکیه کردم سیدا از پای افتادم

سزایش این بود هر کس که در دنبال دون گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نازک خیال در مورد عدم اعتماد به دنیا و زرق و برق آن است. شاعر به دوستان و دشمنان اشاره می‌کند و می‌گوید اگر بخواهی دشمن زبون شود، نباید خود را از دست بدهی. او همچنین به حال خوشه‌چینان و بی‌تفاوتی به زندگی اشاره می‌کند و اینکه در نهایت زندگی می‌تواند بی‌معنا و بی‌سرانجام شود. شاعر پیشنهاد می‌دهد تا همدمی یکدلی پیدا کنی که در سختی‌ها همراه تو باشد. او به نکته‌ای درباره تواضع و اقبال نیز اشاره دارد و می‌گوید کسانی که به دنبال چیزهای بی‌ارزش هستند، در نهایت به مصائب دچار می‌شوند. در نهایت، شاعر به نتیجه‌گیری می‌رسد که اگر به دنبال چیزهای پست بروی، عاقبتش سقوط و بی‌ارادگی است.