شمارهٔ ۴۷۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن
چو گل در گلشن ما سینه را وا می توان کردن
چرا یک ره نظر بر عالم ای نوخط نمی سازی
بهار آمد گلستان را تماشا می توان کردن
دکان واکرده در بازار محتاج خریداریم
متاع کم بها داریم و سودا می توان کردن
ز جوی شیر آمد رخنه ها در بیستون پیدا
به نرمی کوه را از جای بیجا می توان کردن
قدح را تا کی ای ساقی نهان در آستین داری
گهی سوی حریفان دست بالا میتوان کردن
در گلزار را ای باغبان تا چند بربندی
به حال عندلیبان گاه پروا میتوان کردن
باشک سرخ و رنگ کهربای سیدا بنگر
لبالب دامن از گلهای رعنا میتوان کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت لحظات میپردازد و پیشنهاد میکند که از زیباییهای زندگی بهرهمند شویم. او به شمعی اشاره میکند که در آغوش ما جا دارد و به تماشای گلستان و بهار دعوت میکند. همچنین به نیاز ما به محبت و توجه اشاره میکند و میگوید که باید به زندگی و زیباییهای آن توجه کنیم. شاعر از تلاش برای جلب خریداران در بازاری خالی و از لذت نوشیدن شراب در کنار دوستان سخن میگوید. او همچنین از باغبان میخواهد تا زیباییهای گلزار را برای استفاده دیگران باز کند و در نهایت، بر زیبایی گلها و رنگهای خوشآیند تأکید میکند. این شعر دعوتی به زندگی شاد و ساده و بهرهمندی از لحظات خوب است.