شمارهٔ ۵۳۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
ای شعله در سراغ گریبان کیستی
آغوش دیده ها ز تماشاست لاله زار
ای نو به بر رسیده گلستان کیستی
چندین هزار دام نگه پاره کرده یی
رم خورده وحشی ز بیابان کیستی
دلهای ما چو برگ خزان ریختی به خاک
ای نوبهار سرو خرامان کیستی
ای برق از کدام زمین سرکشیده یی
ای شیر تندخو ز نیستان کیستی
عالم به دور خویش تو زیر و زبر شدست
پرورده فتنه صف مژگان کیستی
فواره شکر شده منقار طوطیان
شکرفروش من شکرستان کیستی
ای غنچه از کدام چمن آب خورده یی
ای شاخ پرشکوفه ز بستان کیستی
افتاده است شور به جان کبابها
ای سوده نمک ز نمکدان کیستی
چشمم ز کوچه گردی شبها سفید شد
ای ماه رو تو شمع شبستان کیستی
از پرتو تو خانه هر کس منور است
ای آفتاب رو مه تابان کیستی
از پا فتاده است به راه تو سیدا
رحمی نمی کنی تو مسلمان کیستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، به ستایش زیبایی و جذابیت فردی خاص پرداخته است. شاعر در ابیات مختلف به توصیف ویژگیهای آن شخص میپردازد و از او سؤال میکند که کیست و از کجا آمده است. او از زیباییهای ظاهری و باطنی این فرد میگوید و تأثیر او بر دلها و محیط اطراف را وصف میکند. شاعر با به کارگیری تصاویری از طبیعت، همچون گلها، درختان و نور، این زیبایی را به تصویر میکشد و در عین حال از احساسات شدید و شور و شوق خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر از او میخواهد که خود را معرفی کند و نشان دهد که این زیبایی و جاذبه از کجا آمده است.